تبليغاتX
سوتک گلو - ادغام چشم در قوزک پا!

با نام یاد خدای مهربان

دکتر ستاری فر در پاسخ به پرسشهای کاربران سایت نو اندیش نظرات و دیدگاه های خود را در خصوص مسائل مختلف اقتصادی کشور بیان داشته اند.بخشی از پاسخها مربوط به انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی است که دکتر از آن بهدغام چشم در قوزک" یاد کرده اند.بعضی از پاسخها رادر اینجا آورده ام: 

 در برنامه چهارم قرار بود به استان ها در حد گسترده ای اختیار داده شود.از این رو در دولت و سازمان برنامه و کمیسیون مربوطه در مجلس گفته شد که استاندار رییس جمهور استان شود. شورای برنامه ریزی استان هم که متشکل از مدیران استان است بشود هیئت دولت استان و سازمان مدیریت هم به نهاد تخصیص دهنده منابع تبدیل گردد.

بنا بودکه استاندار فقط وزارت کشوری نباشد.یعنی صرفا صبغه سیاسی و امنیتی نداشته باشد.دربرنامه چهارم استاندار مقام توسعه ای استان بود.بنابراین دیگر استاندار را وزرات کشورنمی توانست معرفی کند.بنا شدتیمی از وزرات کشور،سازمان برنامه و معاون اول رییس جمهور استانداران را انتخاب کنند.برای تقویت بیشتر استانداران قرار شد رییس سازمان مدیریت،معاون استاندار شود.نه این که سازمان منحل شود.مقرر شده بود در استان ها سند توسعه استان با رویکرد ملی وجود داشته باشد.

من سوالی از رییس جمهور دارم که اگر رییس جمهور آینده خواست سازمان برنامه داشته باشد چه کار باید بکند؟

 اگر سازمان کوچک و پویا باشد دولت را از خطای مداخله و خطای غفلت باز می دارد.سازمان مدیریت چشم و گوش و مغز کشور است.گوش و چشم و مغز را در جای دیگری نمی برند ادغام کنند.ایجاد معاونت برنامه ریزی در ریاست جمهوری ادغام چشم در قوزک پاست.

بنده در زمان مسئولیت در قالب گزارشی به آقای خاتمی پیشنهاد کردم که برای نوسازی سازمان برنامه پروژه ای تعریف شود.سازمان مدیریت، مغز،گوش و چشم و شبکه عصبی کشور است.با وجود سازمان مدیریت پویا و فعال است که می توان به راه و آموزش و عمران رسید.در این راستا برنامه ای هم نوشته شد و به آقای خاتمی ارایه شد.سوال این بود که آیا سازمان برنامه به نیازها پاسخ گو هست ؟پاسخ این بود که خیر. و باید این سازمان بازسازی شود.باید اول نگاه ها درست می شد به این سازمان.این که ارکان نظام چگونه به این سازمان نگاه می کنند و این نگاه اصلاح می شد و از سوی دیگر کارشناسان سازمان،حسب نیاز کشور خود را بازسازی می کردند.

کشور باید سازمان مدیریت مقتدر، آینده نگر،اصلاح نگر و توسعه گرا داشته باشد.از سال 77 تاکنون سعی شد در این رابطه عمل گردد اما الان سازمان مدیریت منحل شده است. آن هم در یکی از عقب افتاده ترین دستگاه ها که ریاست جمهوری است.قبل از انقلاب این نهاد 50-60 نفر پرسنل داشت اما حدود 5-6 هزار نفر پرسنل دارد و تنها کارشان هم دخالت در کارهای نهادهای دیگر است. سازمان مدیریت باید در جای خودش اصلاح می شد. رییس جمهور سوگند یاد کرده است که ظرفیت های قانون اساسی را حفظ کند.من سوالی از رییس جمهور دارم که اگر رییس جمهور آینده خواست سازمان برنامه داشته باشد چه کار باید بکند؟

برخی می گویند سازمان مال رییس جمهور است و او می تواند هر کاری خواست با این سازمان انجام دهد.سازمان مال همه است.اختیار آن با رییس جمهور است ولی مالکیت آن خیر.سازمان متعلق به رهبری، مجلس و دولت هم است و نباید منحل می شد.در حالی که سازمان در دوره اصلاحات با وجود تمام مشکلاتی که بود بهترین نهاد دولت بود.

 اگر سازمان کوچک و پویا باشد دولت را از خطای مداخله و خطای غفلت باز می دارد.سازمان مدیریت چشم و گوش و مغز کشور است.گوش و چشم و مغز را در جای دیگری نمی برند ادغام کنند.ایجاد معاونت برنامه ریزی در ریاست جمهوری ادغام چشم در قوزک پاست.

 
سازمان مدیریت نسبت به جهانی شدن و توسعه عقب مانده بود ولی این سازمان کارآمدترین و کارشناسی ترین و با تجربه ترین نهاد کشور بود و نمره قابل قبولی  داشت. ولی باید اصلاح می شد. تغییرات جدید بسیار منفی است و من آن را به زیان کشور می دانم.همان طور که ما موظف به صیانت از جنگل ها و مراتع و آدم ها و ..هستیم. بر همین منوال موظف به صیانت از تجربیات هم هستیم.سازمان مدیریت 55 سال پیشینه دارد و الان با انحلال آن این سابقه به هم خورده و دیگر قابل جمع آوری نیست.




 

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت توسط ناصرحضرتی |