با نام و یاد خدای مهربان
روز گذشته به همت کانون اندیشه جوان دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه اولین مناظره انتخاباتی نمایندگان ۳ نامزد مطرح برگزار شد.این مناظره به گفته برگزارکنندگان آن اولین بار بود که در طول تاریخ تشکیل دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه تشکیل می گردید.براساس توافقات قبلی قرار بود آقای فتح اللهی از ستاد آقای احمدی نژاد ، آقای عسگری از ستاد آقای کروبی و بنده از ستاد آقای مهندس موسوی در مناظره شرکت کنیم. در آغاز برنامه مجریان مناظره بدون ذکر دلیل عدم شرکت آقای فتح اللهی ، اعلام کردند که آفای رسول اصغرزاده از طرف ستاد آقای احمدی نژاد در مناظره حضور دارد. البته آقای اصغر زاده هم این موضوع را اصلاح کرد و گفت که از طرف ستاد احمدی نژاد در مناظره شرکت نکرده بلکه به عنوان هوادار آقای احمدی نژاد در این مراسم حضور دارد.آقای برازجانی مسئول کمیته دانشجویی ستاد آقای محسن رضایی نیز بدون اعلام قبلی از طرف مجریان ، به جمع مناظره کنندگان اضافه شد.
مراسم جالبی بود و استقبال جالبی هم شده بود.بسیاری از دانشجویان در بیرون سالن مانده بودند.شاید اگر مجریان برنامه این استقبال را پیش بینی می کردند محل بزرگتری را تدارک می دیدند.
به سهم خودم از برگزارکنندگان این مراسم تشکر می کنم و امیدوارم ادامه برنامه هایی از این دست باعث شفافیت هرچه بیشتر فضای سیاسی در استان و حضور حداکثری مردم در انتخابات شود.
از اساتید و دانشجویان حامی مهندس موسوی نیز که با نماد های سبز خود شور ویژه ای به مراسم دادند ممنونم.
اولین مناظره انتخاباتی در آذربایجان غربی با حضور نمایندگان 4 کاندیدا/عصر ایران
با نام و یاد خدای مهربان
ستاد مهندس موسوی در استان شور و حال خاصی یافته است.علاوه بر اینکه آماده استقبال با شکوه از میر حسین در هفته آینده هستیم ، برنامه های متنوعی هم برای سخنرانی های انتخاباتی در ستاد برگزار می گردد. نشست های هم اندیشی دانشجویی ، برنامه های جالب نسیم ، موج سوم ، ستاد ۸۸ وسخنرانی های عمومی بر شور بیشتر فضا افزوده است.
دیروز علیرضا رجایی در سلماس و ارومیه سخنرانی کرد. امروز (پنج شنبه ۳۱/۲/۸۸) مهندس عبدالعلی زاده راس ساعت ۴ بعد از ظهر برای وکلا و ۵ بعداز ظهر برای فرهنگیان استان در محل سالن ستاد استان به سخنرانی خواهند پرداخت. سخرانی بعدی مهندس عبدالعلی زاده ساعت ۵/۷ عصر در گردهمایی مردم شهر قوشچیخواهد بود. دکتر توفیقی وزیر علوم دولت اصلاحات دوم خرداد در پردیس نازلو سخنرانی خواهند کرد.آقای مهندس خرم وزیر راه دولت اصلاحات نیز روز دوم خرداد در شهرستانهای ارومیه( مسجد میدان) و میاندواب سخنرانی خواهند کرد. شهرستان میاندواب همچنین روز دوم خرداد میزبان خانم امیرانی همسر شهید باکری خواهند بود.روز چهارم خرداد ماه آقای مهندس کلانتری در اجتماع جهادگران ، کشاورزان و کارشناسان این حوزه به ایراد سخن خواهند پرداخت.
آذربایجان برای خلق حماسه ای دیگر آماده می شود.
با نام و یاد خدای مهربان
«سبز» در قرعهکشی صداوسیما هم رنگ برنامههای تبلیغی مهندس موسوی شد

مراسم قرعهکشی برنامههای مناظره و تبلیغات نامزدها در ابتدا با قرعهکشی رنگهای سبز، آبی، زرد و قرمز برای 4 کاندیدای ریاستجمهوری برگزار شد.
به گزارش قلمنیوز، عصر روز چهارشنبه مراسم قرعهکشی برنامههای مناظره و تبلیغات نامزدها هم زمان با اعلام رسمی اسامی نامزدها از سوی وزارت کشور انجام شد و در این مراسم قرار بر این شد که چهار رنگ زرد، سبز، آبی و قرمز قرعهکشی شوند تا هر کدام به عنوان رنگ یکی از کاندیداها در جدول برنامهها گذاشته شود.در این قرعهکشی، رنگ نماینده دکتر محمود احمدینژاد(مهدی کلهر)، «قرمز» شد.رنگ «زرد» مربوط به برنامههای تبلیغاتی حجتالاسلام والمسلمین مهدی کروبی انتخاب شد که از سوی مرتضی الویری، از گردونه قرعهکشی به بیرون کشیده شد.رنگ آبی نیز به عنوان تعیین کننده برنامه تبلیغاتی دکتر محسن رضایی تعیین شد که شهرام گیلآبادی به عنوان نماینده این نامزد در صداوسیما حاضر بود.از سوی مهندس موسوی، بیژن زنگنه به همراه احمد پورنجاتی حضور داشت که رنگ «سبز» را از گردونه قرعه کشی بیرون کشید.نکته جالب این بود که رنگ سبز به عنوان نماد حامیان موسوی شناخته میشود و در این قرعهکشی نیز رنگ سبز به عنوان رنگ برنامههای تبلیغاتی مهندس موسوی تعیین شد.بنا بر قرعهکشی انجام شده، برنامههای مناظرهها و تبلیغات مهندس میرحسین موسوی به این شرح اعلام شد:
مناظره موسوی با دیگر کاندیداها:
مناظره موسوی با احمدینژاد 13 خرداد 88
مناظره موسوی با رضایی 14 خرداد 88
مناظره موسوی با کروبی 17 خرداد 88
این مناظرهها در 90 دقیقه از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در ساعت 22:30 تا 24 روزهای اعلام شده پخش خواهد شد.
جدول پخش برنامههای تبلیغاتی موسوی:
اولین برنامه تبلیغی مهندس موسوی در روز جمعه اول خرداد 88 از شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15 پخش خواهد شد.
9 خرداد، فیلم مستند تهیه شده در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
18 خرداد، دومین فیلم مستند در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
همچنین آخرین روز گفتوگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.
شبکه 4 نیز در روز 12 خرداد برنامهای 60 دقیقهای با موضوع پاسخ به کارشناسان را از ساعت 18:30 تا 19:30 روی آنتن میبرد.
شبکه خبر، 15 خرداد برنامهای در قالب گفتوگو با مهندس موسوی از ساعت 19:30 تا 20 پخش خواهد کرد.
شبکه جام جم نیز برای ایرانیان خارج از کشور دو برنامه برای هر کاندیدا در نظر گرفته که روز 4 خرداد برنامه 60 دقیقهیی مهندس موسوی و روز 16 خرداد برنامه مستند تهیه شده پخش خواهد شد.
برنامههای رادیویی مهندس موسوی:
شبکه سراسری صدا (رادیو ایران):
*دوشنبه 4 خرداد، مستقیم با مخاطبان، 17 تا 17:45
تکرار 8:30 تا 9: 15 سهشنبه 5 خرداد
* 19 خرداد، بحث تخصصی، 17 تا 17:45
تکرار 20 خرداد همان ساعت
رادیو جوان:
*16 خرداد، بحث تخصصی، 16:15 تا 17
تکرار 17 خرداد، 19:15 تا 20
رادیو ورزش:
*7 خرداد، 15:30 تا 16:15
تکرار 8 خرداد 9:15 تا 10
رادیو معارف:
8 خرداد، 17:45 تا 18:30
تکرار 9 خرداد 11 تا 11:45
رادیو گفتوگو:
*17 خرداد، 19:45 تا 20:30
تکرار از رادیو فرهنگ، 18 خرداد 10 تا 10:45
جناب آقای مهندس عزتالله ضرغامی
ریاست سازمان صداوسیما
با سلام و احترام
عملکرد سازمان تحت ریاست حضرت عالی در ماهها و روزهای اخیر به شدت یادآور تجربه تلخی است که از عملکرد این نهاد در انتخابات ریاستجمهوری سال 1384 در یادها مانده است. آن زمان که صداوسیما در اعلام نتایج نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بر ستاد انتخابات کشور و وزارت کشور پیشدستی کرد و به یاری آقای غلامحسین الهام سخنگوی وقت شورای نگهبان و سخنگوی بعد دولت آقای محمود احمدینژاد خبر از رای و رتبه رییس آینده خود داد و در پیوندی شگرف میان «کیهان و صداوسیما و شورای نگهبان» در حالی که نهادهای قانونی و آمارهای رسمی خبر از راهیابی آقای هاشمی و اینجانب به مرحله دوم انتخابات میدادند، چون هاتفی از عالم غیبی خبر از راهیابی احمدینژاد به مرحله دوم انتخابات دادند و سرنوشت انتخابات را به گونهای دیگر رقم زدند. خبرنگاران شما در آن زمان به جای آنکه اخبار انتخابات را از رییس ستاد انتخابات بپرسند به سخنگوی شورای نگهبان تلفن میزدند و از اولین ساعات بامداد تا نیمروز 28 خرداد 84 چنان اطلاعرسانی میکردند که گویی از عالم الهام خبری دارند. تا زمانی که شما در جریان قرار گرفتید و به حق سوگند خوردید که از ماجرا خبر ندارید و هم از سوی شما و هم از جاهای دیگر از من عذرخواهی شد و مصاحبه با حضرت الهام پایان یافت و در حالی که الهامات غیبی همه را در ربوده بود و پروژه پایان یافته بود بار دیگر دوربینهای شما سوی ستاد انتخابات شد تا نتایج پروژه را گزارش کنند. در این پروژه قرار بود با آقای محمود احمدینژاد به عنوان پدیده انتخابات برخورد شود و متاسفانه حتی دوستان اصلاحطلب در وزارت کشور چنان در انفعال افتاده بودند که نتوانستند از رای مردم دفاع کنند و این ترکیب دست به دست هم داد تا انتخابات سرنوشت دیگری یافت.
در این مدت رابطه من و شما روشن بوده است. در روزهایی که از فرط جفای تلویزیون دولتی به فکر راهاندازی تلویزیونی غیردولتی افتادم دیداری از صداوسیما کردم و به سابقه مسوولیت شما در معاونت پارلمانی صداوسیما و مسوولیت من در ریاست مجلس ششم رابطهای محترمانه میان ما برقرار بود و گرچه در چهار سال گذشته همواره بخشهای خبری تلویزیون به تحریف و تخریب مواضع اصلاحطلبان و بهخصوص اینجانب پرداخته اما هرگز موج تخریب و تحریف به اندازه روزهای اخیر اوج نگرفته است که لابد نسبتی با انتخابات 22 خرداد 88 دارد.
از جمله آخرین اقدام تخریبی صداوسیما در بخش خبری معروف 20:30 دوشنبهشب 28 اردیبهشتماه رخ داده است:
1- در آغاز خبرها اعلام شده که مهدی کروبی به علت بیماری سفرهای انتخاباتی خود را لغو کرده است. عرض میکنم که علیرغم تبلیغات مخالفان مهدی کروبی سالم و سرحال است و تنها علت تعویق سفر من به استانهای گیلان و آذربایجان شرقی رحلت عالم بزرگ آیتالله العظمی بهجت بوده که با توجه به جایگاه ایشان نزد مردم به خصوص مردم گیلان و ضرورت شرکت در مراسم تشییع پیکر ایشان سفر به این استانها به وقت دیگری موکول شد. با وجود این همین امروز پس از مشایعت پیکر این فقیه فرزانه و عارف در شهر مقدس قم در حالی که این نامه را به شما مینویسم راهی استان اردبیل خواهم شد تا افرادی که با ادعای جوانی در عصر میانسالی و کهنسالی از مردم رای میگیرند دریابند که جوان کیست هرچند که برخی از این ادعاهای جوانی هم در چهار سال گذشته کم به کشور آسیب نزده و جوانی را با خامی اشتباه گرفتهاند.
2- من در هر سفر سخنرانیهای متعددی انجام میدهم. قصد اصلی من از سفرها ارائه برنامههایی برای اداره کشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صداوسیما به بخش گزینشی، هدفمند، تخریبی و تحریفی سخنان من میپردازد؟ گر قرار است که رسانه ملی واقعا ملی باشد، چرا فقط علیه یک جناح فعالیت میکند؟ ویراستار اخبار شما عضو کدام حزب یا جناح سیاسی است؟ اگر حریت و جرات دارد چرا همه بخشهای سخنرانی مرا پخش نمیکند؟
3- در سفر اخیر من به استان اصفهان در شهر نجفآباد در جمع پرشور دانشجویان این شهر دو گروه از چفیهپوشها و سبزپوشها به طرفداری از دو نامزد محترم به جنجال و هیاهو در سخنرانی من پرداختهاند. ستاد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی البته اعلام کردهاند افرادی که خود را به ایشان منسوب میکردند نسبتی با این ستاد نداشتهاند و حتی اعلام کردند این توطئه جناح مخالف اصلاحات است اما در هر صورت من پس از تحمل زیاد و پس از تعریف بسیار از سوابق و خلقیات آقای مهندس موسوی به طرح چند پرسش پرداختم و از اینکه به نام حمایت از یک نامزد، نامزدی دیگر را تخریب کنند انتقاد کردم. من و مجری جلسه همه راهها را رفتیم تا جلسه آرامش یابد اما طبق قاعده «آخرین درمان، داغ است» چارهای جز طرح سوال و عتاب و خطاب ندیدم که اگر نتوانم جلسهای را اداره کنم چگونه مدعی اداره کشور خواهم بود. اما سوال اینجاست که علت برجستگی این بخش از سخنان من در بخش خبری 20:30 چیست؟ آیا صداوسیما جسارت آن را دارد که بخشهای دیگر سخنرانی من درباره آقای محمود احمدینژاد را هم پخش کند؟ علت رفتار غرضورزانه صداوسیما برای برهم زدن چهره اصلاحطلبان چیست؟ آیا طرح تفاوت سلیقه میان نامزدهای اصلاحطلب در زمره وظایف صداوسیماست؟ آیا همین کار را درباره اختلاف اصولگرایان با آقای احمدینژاد انجام میدهد؟
4- رسانه ملی در انتخابات دوره دهم ریاستجمهوری به رسانه فردی تبدیل شده است. با وجود تاکید مقام معظم رهبری بر ضرورت بیطرفی نهادهای حکومتی در انتخابات متاسفانه این رسانه به تریبون رئیس دولت تبدیل شده و به نام پخش اخبار دولت عملا به ارگان آن تبدیل شده است چنانکه پس از پایان همان برنامهای که مرا تخریب کردید رپرتاژ آگهی دولت درباره فروش سهام عدالت به کارگران را پخش کردید. به شما هشدار میدهم اگر این بار هم مانند چهار سال پیش از الهامات غیبی بهره بگیرید و بخواهید با بهرهگیری از تفاوت دیدگاه میان اصلاحطلبان از این آب گلآلود ماهی بگیرید سکوت نخواهم کرد و از هر راه ممکن به صورت مستقیم با مردم سخن خواهم گفت. صداوسیما در قانون اساسی نهادی حکومتی اما ملی تعریف شده است. شما نباید به ارگان دولت و بدتر از آن بولتن رئیس دولت تبدیل شوید صداوسیما نباید به کیهان مصور تبدیل شود چنانکه امروز بخش خبری 20:30 چنین است. اگر به فرض در طول سه سال فعالیت دولت این کار را انجام میدهید در یک سال آخر (که عرصه تبلیغ بر نامزدهای رقیب تنگ است) نباید این کار را انجام دهید و از آن دهشتناکتر دیگر نامزدها را تخریب کنید یا به جان یکدیگر بیندازید. در هیچیک از دولتهای گذشته رئیس دولت اینگونه از مواهب صداوسیما بهرهمند نبود بلکه آنان خود در این کار امساک داشتند. شاید برخی حامیان دولت معتقد باشند که دوره ریاستجمهوری در ایران باید هشت ساله باشد و به همین جهت قصد دارند القا کنند که دولت کنونی باید چهار سال دیگر هم حکمرانی کند. این میتواند یک باور فردی یا جناحی باشد اما واقعیت قانونی این نیست و اکنون آقای محمود احمدینژاد نامزد دوره دهم مقام ریاستجمهوری است نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.
جناب آقای ضرغامی
با همه احترامی که به شما میگذارم و حساب شما از برخی یارانتان جدا میدانم، نصیحت میکنم از تخریب دست بردارید و اگر نقشی در این تخریب ندارید بر نظارت خود بر زیرمجموعههای خویش بیفزایید که چون ماجرای مجموعه برنامه هویت علیه روشنفکران نشود که فاجعهای فرهنگی بود و رئیس وقت سازمان صداوسیما اعلام کرد که از آن بیخبر است.
انتظار من این است که طبق اصول اخلاقی و قواعد حقوقی این نامه را در همان بخش خبری 20:30 پخش کنند تا بتوانید ذرهای تقاص تخریبی که دوستانتان کردهاند را جبران کنید.
با احترام
مهدی کروبی
29 اردیبهشت 88
با نام و یاد خدای مهربان
میرحسین موسوی در جمع پرشور دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی یزد تصریح کرد: گفتن «مبارزه با فساد» راحت است ولی اجرای آن مشکل است و دولت فعلی در این رابطه مشکل دارد.
به گزارش قلم، میرحسین در پاسخ به سوالی تکراری که اخیرا در نشستهای دانشجویی وی در استانهای مختلف از سوی یک طیف مطرح میشود، درباره نهضت آزادی و اتهام فساد که سوال کننده به آنها نسبت می دهد، اظهار کرد: هر کجا می رویم این سوال را از من می پرسند و من هم توضیح می دهم. هر چه بیشتر از من بپرسید من بیشتر توضیح می دهم و این به ضرر کسانی است که سوال می کنند. نهضت آزادی یک حزب از احزاب معروف به قبل از انقلاب اسلامی ماست. در تاریخ 15 شهریور، شهید بهشتی ما را به همراه چهار نفر از اعضای نهضت آزادی در خانه ی خود دعوت کردند و پس از طرح مباحثی به آنها گفت از شما دعوت می کنم که بیایید و یک حزب واحد با هم تشکیل دهید. انتخاب دولت موقت و حضور مرحوم بازرگان به درخواست شهید بهشتی بود. پس از اختلافات پیش آمده این صف ها از هم جدا شدند ولی هیچ گاه از دهان من نخواهید شنید که من نهضت آزادی و اعضای آن را به عنوان شهروندان این نظام قبول ندارم. این سوال را از من بپرسید باز هم همین جواب را خواهم داد. من با آنها اختلاف دارم ولی آنها شهروندان جمهوری اسلامی هستند، من هیچ گاه به دنبال مصلحت طلبی برای جمع آوری چند رای نبودم و الان هم نخواهم بود و عقیده ی خود را بیان می کنم. نه تنها نهضت آزادی بلکه هر کس در این کشور که در قالب ایران بزرگ فعالیت کند شهروندان این نظام محسوب می شوند و نظام در قبال آنها مسوولیت هایی دارد. اگر این ها چنین تخلفاتی داشتند چطور است دولتی که 4 سال است شعار مبارزه با فساد را می دهد یک نفر از این ها را هم به دادگاه نفرستاده است؟
میرحسین در ادامه به شعار مبارزه با فساد اشاره می کند و می گوید: بزرگترین کار قوه ی قضاییه این است که وقتی جرمی اتفاق می افتد با مجرم برخورد کند و این یعنی بقیه ی مردم مبرا هستند. هر روز لکه ای به دیگران چسباندن و هر روز شعار مبارزه با فساد دادن و افراد را ترساندن بدون این که بتوانیم فاسد را نشان بدهیم، این تجاوز به حقوق مردم است.
وی همچنین گفت: جزو لوایحی که به دنبال آن خواهم بود این است که محدودیتی برای قدرت تهمت زنی دولت به اقشار مختلف مردم ایجاد کنم.

عباس خورشیدی در مراسم آغاز به کار ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در شهرستان تکاب گفت: عملکرد صدا و سیما سبب عدم توازن و تعادل در فعالیتهای انتخاباتی در کشور شده است.
به گزارش خبرنگار قلم از ارومیه ، رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در آذربایجان غربی با انتقاد از عملکرد صدا و سیما در ارتباط با جانبداری از کاندیدای خاص افزود: رسانه ملی برخلاف قانون و مصلحت کشور به نفع جریان خاصی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری فعالیت میکند.وی با تاکید به اینکه در تبلیغات انتخاباتی نباید از امکانات دولتی و عمومی بهرهگیری شود، اظهار کرد: با وجود تبلیغات انحصاری صدا و سیما از کاندیدای یک جریان خاص حامیان میرحسین موسوی در سراسر کشور خانههای خود را به ستاد تبلیغاتی وی تبدیل کرده و هر ایرانی یک همراه برای موفقیت وی در عرصه انتخابات خواهد بود.وی با تاکید بر ضرورت مشارکت آگاهانه در دهیمن دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: برای بهرهمندی از ظرفیتهای بالقوه در تبلیغات انتخاباتی شعار «هر شهروند یک ستاد» باید عملیاتی و اجرایی شود.معاون اسبق سیاسی و امنیتی استانداري آذربایجان غربی اضافه کرد: باید خانه هر ایرانی حتی در دورافتادهترین نقاط کشور به ستادی برای تبلیغ افکار و برنامههای فرزند امام خمینی(ره) ؛ میرحسین موسوی تبدیل شود.
خورشیدی از مسئولان و اعضای ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی در شهرستانهای استان خواست با رعایت اصول و مقررات تبلیغات انتخاباتی زمینههای همراهی و همیاری شهروندان را با این ستادها فراهم کنند.وی میرحسین موسوی را فردی آزمون پس داده و قانونمدار عنوان کرد و با انتقاد از انحراف دولت نهم از اصول قانون اساسی و عدم هزینهکرد بودجه دولت در چارچوب قانونی آن یادآور شد: با انتخاب میرحسین موسوی به عنوان رئیس دولت آینده قانون حاکیمت اصلی و واقعی خود را بر امور کشور بازخواهد یافت.وی خاطرنشان کرد: قانونمحوری و تکیه بر اصول اساسی انقلاب اسلامی از مشخصههای اصلی میرحسین موسوی در دوران نخستوزیری وی است که این خصایص رمز موفقیت و اعتماد مردم به این کاندیدا خواهد بود.
دوازده راهبرد ميرحسين براي صيانت از حقوق اقوام ايراني
سعید شریعتی در ارومیه: نجات کشور هنر می خواهد و هنرمند آن موسوی است
حراست دانشگاه آزاد ارومیه : مچ بند سبز ببندید حق ورود به دانشگاه ندارید/فرياد خرداد
با نام و یاد خدای مهربان
مرجع تقلیدشیعیان حضرت آیتالله العظمی محمدتقی بهجت فومنی به علت عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.ارتحال جانگداز این عالم ربانی بر عموم مومنین تسلیت باد.
با نام و یاد خدای مهربان

روزنامه یاس نو به مدیرمسئولی و صاحب امتیازی محمد نعیمی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی از امروز شنبه 26 اردیبهشت ماه پس از پنج سال توقیف مجددا" منتشر شد.
روزنامه یاس نو در دوره اول خود در سوم اسفندماه سال 1381 و در آستانه انتخابات شوراهای دوم منتشر شد و پس از آن به مدت قریب به یکسال ادامه انتشار داد که در شب انتخابات مجلس هفتم توسط دادستانی تهران به محاق توقیف رفت.
آدرس سایت اینترنتی این روزنامه که همزمان با انتشار آن در اینترنت فعال گردیده است عبارتست از: www.yaseno.net
با نام و یاد خدای مهربان

* هر سازمانی ممکن است منتقدانی داشته باشد ؛ ولی اگر مثلا ما به وزارتخانهای انتقاد داشته باشیم آیا به معنای این است که آن وزارتخانه را منحل کنیم؟ به فرض هم که این سازمانها ساخته آمریکاییها باشند ؛ آیا اسلام با برنامه مخالف است؟ آیا عقلانیت جمعی به ما اجازه میدهد که یک کشور وسیع 75 میلیونی را در خاورمیانهای پر از بحران به این شکل اداره کنیم؟ جزو اولین اقدامات من احیای سازمان مدیریت و برنامهریزی در کشور است.
* در این چشمانداز اهداف نظام و برنامه پنج ساله مطرح شده است. میبینیم که در این سالها برنامه چهارم توسعه مورد بیتوجهی دولت قرار گرفته است و شوراهایی که میتوانند تصمیمات را عقلانی کنند نیز کنار گذاشته شدهاند. حتی در اجرای بودجه یک سال، عنوان شده که تخلفات فراوانی صورت گرفته و تکلیف میلیاردها دلار روشن نیست. اینکه علیرغم الزامات قانونی ، به آنچه مجلس میگوید عمل نکنیم این خطر بزرگی است. گریز از قانون ، سرمنشأ بسیاری از خطرها و عقبماندگیها در کشور است.
* در دولت آینده فرمان 8 مادهای حضرت امام (ره) را اجرا خواهم کرد و معاونتی برای احیای حقوق شهروندی در ریاست جمهوری ایجاد میکنم.یکی از مهمترین بندهای فرمان 8 مادهای ، نهی قوی و موکد دخالت در حریم خصوصی مردم و یکی دیگر از بندهای مهم آن عدم تجسس در حریم خصوصی شهروندان به عنوان یک گناه کبیره است.
همسر شهید رجائی: شهید رجائی سازمان مدیریت را متحول کرد ، احمدی نژاد منحل کرد
با نام و یاد خدای مهربان

در ادامه برگزاری سلسه سخنرانی های دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی ، همایش بزرگ جوانان و دانشجویان توسط موج سوم استان و دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی برگزار می شود. سخنران همایش سعید شریعتی عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي و دبیر کمیته اطلاعرسانی این حزب می باشد.این همایش روز شنبه 26 اردیبهشت ساعت 16:30 عصر در محل دفتر (ارومیه ، خیابان مدنی۲ ، بعد از خیابان عطایی ، نرسیده به سید جواد ، جنب بانک رفاه ) برگزار خواهد شد.
علاقمندان مهندس میر حسین موسوی می توانند در این مراسم حضور پیدا کنند

به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، دکتر عبدالله رمضانزاده با بیان اینکه دولت نهم اعتقاد به کار کارشناسی نداشته و بی برنامه ترین دولت بعد از انقلاب به شمار می رود اظهار کرد: برنامه ریزی های کلان کشور توسط نیروهای متخصص و کاردان و کارشناس انجام می گیرد و توسط کسانی است که به علم روز اعتقاد داشته باشد، نه اینکه به خاطر رأی آوری خود همه چیز کشور و حتی آینده مملکت را هزینه کند.
با نام و یاد خدای مهربان

به گزارش قلم نیوز ، سایت آینده با انتشار سندی از مذاکرات مجلس شورای اسلامی ، در سالهای ریاست جمهوری حضرت آیتالله خامنهای ، دفاع قاطع ایشان از نخست وزیر دوران دفاع مقدس را به خوبی نشان داده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان رسمی و علنی خود در مجلس شورای اسلامی وقت ، تصریح کردهاند:
«راجع به آقای موسوی به قول آن گوینده راستگو که گفت «ما کنت احسب ان یعیر مثل ذات الاجمل» درباره همه خیال میکردیم انتقاد بشود ، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمیکردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب میشناسم ، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کردهاند یا انتقاد کردهاند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری میشناسم. آنچه درباره ایشان از گرایشها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه اینها روزنامه جمهوری اسلامی است.
شما کدام ارگان مطبوعاتی را در این کشورسراغ دارید که از روز اول این انقلاب یعنی از روز انتشارش که اندکی بعد از پیروزی انقلاب بوده تا این ساعت در خط مستقیمی که شما اسمش را خط امام میگذارید و درست هم هست حرکت کرده باشد و به این جامعه و به اندیشهها و به ذهنیت عظیم این ملت خط داده باشد و به خصوص مقالاتی که خود ایشان نوشته است ، شما ایشان را به مصدقگرایی متهم میکنید. این بزرگترین بهتانی است که شما به ایشان میزنید. ایشان کسی است که خط ملیگرایی را به صورت یک تز ، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان ، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد.
این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم میکنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک ، کذب محض است این معنا ، من با ایشان معاشرت نزدیک داشتهام. من ایشان را میشناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت میدهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاًتصور نمیکردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند. البته باز هم حرف در این زمینه زیاد است که چون وقت کم است و من میخواهم بقیه را هم بگویم ، این است که بحث نمیکنم.»
منبع: شرح مذاکرات علنی مجلس شورای اسلامی(جلسه 199) در روزنامه رسمی شماره 10869
با نام و یاد خدای مهربان

حضور فعال و همه جانبه مردم در انتخابات ریاست جمهوری بسیار مهم است.
همه نامزدهایی که شورای نگهبان اعلام می کند صالحند.
بنده نسبت به اشخاص هیچگونه نظری ابراز نمی کنم.
کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد ، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند ، با مردم یگانه و صمیمی باشد ، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند چرا که گرایش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگی است.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به مردم تأکید کردند که در میان نامزدها جستجو کنید تا آگاهانه به صالح ترین فرد برسید سپس با قصد قربت ، به آنچه رسیدید رأی دهید تا خداوند نیز به شما اجر دهد.
به گزارش قلم نیوز ، حضرت آیت الله خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم کردستان در میدان آزادی سنندج و خیابان های اطراف ، ضمن قدردانی از استقبال باشکوه و پرشور مردم صمیمی و با محبت کردستان از استقامت ، هوشیاری و مجاهدت مردم مومن ، و با فرهنگ این استان تجلیل کردند و با تأکید بر حفظ عزت ملی ، به تبیین شاخصهای انتخاب بهترین و صالح ترین رئیس جمهور از میان نامزدهای صالح پرداختند.
با نام و یاد خدای مهربان
به گزارش سایت کلمه ، لوگوي روزنامه «کلمه سبز» با الهام از سه رنگ پرچم جمهوري اسلامي ايران ، و با تاکيد بر اينکه «کلمه سبز» دعوتي است براي همه ، براي ورودي تازه به دنياي آزاد اخبار و اطلاعات ، رونمايي شد.
ازسوي اداره ارشاد استان تهران ؛ صدور مجوز بيلبورد تبليغاتي روزنامه " كلمه سبز" متوقف شد
با نام و یاد خدای مهربان
« اِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بقَومٍ حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِاَنفُسِهم »
خداوند سرنوشت هيچ قومي را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند. « سوره مبارکه رعد آیه۱۰ »
ملت شریف و بزرگوار ایران اسلامی
دهه اول و دوم قرن بيست و يكم را شايد بعنوان قرن تغيير و تحول در عرصه بين المللي ناميد. تغييراتي كه در نقاط مختلف جهان از انتخاب باراك اوباما به رياست جمهوري آمريكاو تغيير نگرش سياست خارجی دولتمردان آمريكا گرفته تا در هم گسستن مرزهاي جغرافيايي ، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي قاره اروپا و بروز نشانههايي از حاكميت صلح و ثبات در آسيا و خاور ميانه و تغييرات بنيادي در قاره آفريقا و بخشهايي از قاره آمريكا از طريق انتخاب روساي جمهوري براساس اصول دموکراتیک، نويد جهاني با ثبات را در آینده ميدهد. بدون شك جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشوري قدرتمند و تاثير پذير و تاثير گذار نميتواند از اين قافله عقب بماند و بايستي خود را با شرايط جديد جهاني وفق دهد.
بخشی از اين تغيير در دوم خرداد هفتادو شش با انتخاب سيدمحمد خاتمي به رياست جمهوري اسلامي ايران شروع شد و ايده «گفتگوي تمدنها» اولين پارادايم و دكترين ايجاد تغيير و تحول در دنياي سياست و اقتصاد بود که متاسفانه پس از تغییر مدیریت قوه اجرایی کشوردر سال 1384 و حاکمیت تفکری ساختارشکن و ناهمگون با شرایط جهانی ، حضور موثر ايران در عرصههاي بين المللي و حوزه سياست خارجي به كمترين حد خود رسيد به نحوي كه اتخاذ سياستهاي نادرست، باعث انزواي ايران در نزد جهانيان گرديد .
اکنون که پس از گذشت چهار سال ازاعمال سياست های غيرمنطقي و اتخاذ روشهاي غيرعلمي و غيراصولي در عرصههاي مختلف داخلي ، بين المللي و اضمحلال پايههاي اقتصادي وعلمي كشور و انجام اقدامات فراقانوني و غيرقانوني در هزينه كرد بودجههاي سالهاي 84 لغايت 87 و تخلفات ميليارد دلاري ، کشور به ورطه سقوط کشانده شده است،در چنین فضایی که مشروعیت و مقبولیت نظام زیر سوال رفته و جمهوریت و اسلامیت مورد خدشه قرار گرفته و از سویی یاس و ناامیدی کلیت جامعه را پوشانده است ، فردی پا به عرصه مبارزات انتخابات رياست جمهوري گذاشته است كه درد جانكاه موجود را با گوشت و پوست و استخوان خويش لمس كرده و با احساس خطر از وضعيت پيش آمده و حس مسئوليت در قبال ملت بزرگ ايران با ایده " ایران پیشرفته با قانون ، عدالت و آزادی" قدم به میدان رقابتهای نابرابر گذاشته و به تغییر می اندیشد.
ميرحسین موسوي فرزندي از ديار ستارخان و باقرخان ، همرزم باكريها و امينيها ، نخست وزير دوران بسيار سخت 8 سال دفاع مقدس و امتحان داده اين نظام با عقايدي روشنگرانه و ايدههایي سبز وارد ميدان شده است، كسيكه صداقت در كلام، شجاعت در اقدام و مقاومت در برابر متحجرين از خصوصيات بارز ايشان مي باشد. كسيكه هنر را با سياست ممزوج نموده تا خالق آثاري بر بوم زيبايي به وسعت ايران زمين و به سبك دموكراسيسم و جمهوريت و اسلاميت شود و جهانيان را مبهوت اين آثار نمايد.
از اينرو ما وبلاگ نويسان استان آذربايجانغربي با درك شرايط جهاني و موقعيت استثنائي ايران و با اميد به ايجاد تغيير در شيوه حكومت براساس اصول مصرح قانون اساسي كه تضمين كننده كرامت انساني و حقوق اساسي ملت،تامین کننده رفاه و آسايش، نهادينه شدن عدالت، رفع تبعيض و نابرابري، توسعه و پيشرفت در تمامي زمينه ها مي باشد ، حمايت قاطع خويش را از نامزدي مهندس ميرحسين موسوي اعلام کرده و ضمن دعوت عموم مردم ايران به حمايت از ايشان، تمامي هم و غم خويش را جهت پيروزي قاطع ايشان در انتخابات دهم رياست جمهوري بكار خواهيم بست.
اعتقاد راسخ داريم كه ملت ایران دربيست و دوم خردادماه 1388 همچون دوم خرداد 76 حماسه ای دیگر خواهند آفرید و این حماسه چون ستاره ای در آسمان تاريخ اين مرز و بوم خواهد در خشيد .
وبلاگ نویسان حامی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی
با نام و یاد خدای مهربان

* جمعی از اعضای شورای مرکزی ستاد آذری زبان های حامی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم فردا مهمان ستاد تبلیغاتی مهندس موسوی در آذربایجان غربی هستند.
صادق بناب رییس شورا و معاون اسبق وزیر راه و ترابری ، علی عبدالعلی زاده وزیر سابق مسکن و شهرسازی ، جمشید انصاری استاندار سابق آذربایجان غربی و نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی ، شهربانو امانی نماینده اسبق ارومیه در مجلس شورای اسلامی ، علی سعادت استاندار اسبق آذربایجان غربی ، یحیی محمد زاده استاندار اسبق آذربایجان شرقی و سیاووش قهوه چیان رييس ستاد دكتر معين در استان از جمله افردای هستند که با حضور در ارومیه و شرکت در جلسات مختلف از نزدیک در جریان فعالیتهای ستاد قرار خواهند گرفت.
* پیرو تشکیل ستاد های۱۶ گانه در شهرستانها ، شورای سیاستگذاری و هماهنگی ستاد تبلیغاتی مهندس موسوی در استان آذربایجان غربی تصمیم گرفت برای شتاب بخشیدن به فعالیتهای تبلیغاتی در شهرستان ارومیه و همچنین فرصت بیشتر ستاد استان برای ایجاد هماهنگی و تعامل مطلوب بین ستاد مرکزی و ستادهای شهرستانی ، در شهرستان ارومیه نیز ستاد تبلیغاتی دایر گردد.
* همایش بزرگ اساتید ، دانشجویان و دانشگاهیان حامی مهندس میر حسین موسوی در آذربایجان غربی ، احتمالا" شنبه آینده برگزار خواهد شد. در این همایش ستاد استان میزبان آقای دكتر جعفر توفیقی آخرین وزیر علوم دولت اصلاحات خواهد بود. اطلاعات تکمیلی متعاقبا" اعلام خواهد شد.
* انعكاس موضوع تقدير(تجليل!) از شهردار اروميه و صرف هزينه هاي فراوان براي ترويج آن در بيلبورد هاي تبليغاتي شهر ، اعتراض چند چهره اصولگرا را نيز در پي داشته است.گفته مي شود صرف نظر از اين موضوع كه بار اصلي سازماندهي و اسكان مهمانان نوروزي در اروميه بر عهده دستگاه هايي چون ميراث فرهنگي و گردشگري و آموزش وپرورش بوده ، تبليغ يك نامه مرسوم سپاسگذاري و تشكر كه به رسم معمول در همه دوره ها و براي اكثر مديران حوزه هاي مختلف اتفاق مي افتد موضوع اصلي گلايه ها بوده و اين سئوال مطرح گرديده كه آيا اين امكان برابر براي همه مديران فراهم هست كه تقدير نامه هاي خود را با استفاده از امكانات شهري تبليغ نمايند!؟
* گفته می شود حمایت افراطی صداو سیما از محمود احمدی نژاد باعث شده است تا عزت الله ضرغامی رئیس این سازمان تذکر دریافت کند. ظاهراً در پی شکایت مستقیم برخی کاندیداها مانند میرحسین موسوی به مقام معظم رهبری درباره جانبداری افراطی صداوسیما از محمود احمدی نژاد باعث شد تا مقام معظم رهبری هم درباره رعایت عدالت انتخاباتی در صداوسیما به ضرغامی تذکر بدهند. گفتنی است افراط صداوسیما از تبلیغ محمود احمدی نژاد به حدی رسیده است که اعتراض مردم را هم به دنبال داشته است و مردم به طنز صداوسیما را سیمای احمدی نژاد می نامند.
* سومین رییس ستاد حامیان احمدی نژاد در آذربایجان غربی هم معرفی شد. بعد طرح و معرفی رسمی اسامی افرادی چون رجب زاده و آقا محمد پور مسئولیت ساماندهی حرکتهای مردمی حمایت از محمود احمدی نژاد در آذربایجان غربی بر عهده حجت الاسلام کفیلویی نهاده شد. آینا نیوز در این مورد نوشته است: " کفیلویی بعد از آنی که کشمکش های گاه و بیگاه گروهی از اصولگرایان برای بر عهده گرفتن مسئولیت دبیری ، ریاست و یا عناوینی مشابه برای هدایت حرکتهای مردمی در حمایت از احمدی نژاد نتوانست اجماع تمام طیف های اصولگرا را به دست آورد ، با حکم ولایی حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا حسنی نماینده ولی فقیه و امام جمعه ارومیه قبول مسئولیت کرد و عهده دار هماهنگی این حرکتها شد.... گفتنی است با تنفیذ حکم ولایی کفیلویی کلیه نیروهای سیاسی و چهره های شاخص اصولگرایی که پیش از این در جلسات و محافل مختلف گمان ریاستشان بر ستاد احمدی نژاد می رفت به تبعیت این حکم پشت سر وی قرار گرفتند."
آذربایجان دوباره برمی خیزد ، تشکیل ستاد بزرگ آذربایجان /دکتر حسنی
با نام و یاد خدای مهربان
به دنبال اتهام سنگین و توهین احمدی نژاد به سازمان مدیریت و برنامه ریزی و گفتن این موضوع که "مبناي برنامهريزي آنها وارداتي .... و همان نظم برنامهريزي غربي و همان شش برنامه خانمانبرانداز طاغوت بود كه يكي از آنها نابود كردن كشاورزي، فرهنگ آرماني ملت ما و به ذلت كشيدن ملت ما در برابر قدرتهاي جهاني بود." و تاکید بر این موضوع که " شهید رجایی می خواست سازمان را منحل کند" ، صادق زیبا کلام در مطلبی با عنوان «شهید رجایی، احمدی نژاد و انحلال سازمان برنامه» در روزنامه اعتماد نوشته است:
"واقعیت آن است که نه سازمان برنامه و بودجه آمریکایی بوده و نه مسئوولیت به اجرا گذاشتن برنامه های امریکایی ها را در این کشور برعهده داشته است."
مشروح این مقاله را در زیر بخوانید.

"یکی از نخستین اقدامات آقای احمدی نژاد انحلال یا تعطیلی سازمان برنامه و بودجه کشور بود. در همان سال 1384 که ایشان سازمان برنامه را منحل کردند، با مخالفت و انتقادات بسیاری از صاحبنظران حتی در میان طیف خودشان مواجه شدند. جالب است که ایشان در دفاع از تصمیم شان مطرح نکردند آن فکر الهام گرفته از افکار شهید رجایی بود. اما امروز در آستانه انتخابات آن هم در وسط شهر قزوین اعلام می کنند آن فکر الهام گرفته از اندیشه های شهید رجایی بود.
بعد هم اضافه می کنند سازمان برنامه توسط امریکایی ها در سال 1328 تاسیس شد و بالطبع چون توسط امریکایی ها تاسیس می شود بنابراین در جهت پیشبرد اهداف آنان هم بوده است. البته آقای رئیس جمهور معتقدند افرادی که در سازمان برنامه کار می کردند بسیاری شان انسان های پاکی بودند اما مبنای برنامه ریزی سازمان برنامه وارداتی، اقتباسی بود (از غرب) و از آن سوی مرزها منتقل می شد.
بالطبع وقتی سازمانی توسط امریکایی ها ایجاد می شود، اهداف آن به جز نابودی اقتصادی و جلوگیری از رشد و توسعه کشور چیز دیگری نبوده لذا آقای احمدی نژاد در سخنرانی شان پیرامون انگیزه شان از انحلال سازمان برنامه و بودجه ادامه می دهند؛ «از دل این سیاستگذاری ها بود که شش برنامه خانمان برانداز طاغوت درآمد که یکی از آنها باعث نابود شدن کشاورزی خودکفای ایران و نیز آسیب زدن به فرهنگ آرمانی ملت ما و به ذلت کشیدن ملت ایران در برابر قدرت های جهانی بود.» بالطبع وقتی تشکیلاتی اینقدر فاسد بوده که کشاورزی مان را نابود می کرده و فرهنگ آرمانی ملت ما را بدل به ذلت در برابر قدرت های جهانی می کرده و... قطعاً و بلافاصله بعد از پیروزی ملت در فردای انقلاب باید منحل می شد. آقای احمدی نژاد می گویند؛ «باید به روح بلند شهید رجایی آفرین گفت، چرا که وقتی مسوول اداره کشور تصمیم گرفت سازمان برنامه و بودجه را به طور کامل منحل (کند) و سازمان جدیدی بر مبنای فرهنگ ایرانی و اسلامی و اندیشه دینی پایه گذاری کند.» آقای احمدی نژاد سپس می گویند چون دشمن به این فکر بلند شهیدرجایی پی برده بود او را به شهادت می رساند.
تلاش آقای احمدی نژاد در توجیه علت انحلال سازمان برنامه و بودجه و کمک گرفتن از چهره مردمی و متدین شهید رجایی ابهامات و سوالات زیادی را به همراه می آورد.
فی الواقع اگر مطالب آقای احمدی نژاد پیرامون سازمان برنامه واقعیت داشت و آن سازمان و برنامه هایش باعث آن همه بدبختی برای کشور شده بود، نابودی آن تشکیلات بالطبع باید یکی از خواسته های اصلی انقلاب و انقلابیون می شد. اما نه تنها در دوران انقلاب هیچ گروه، جریان، سازمان و تشکیلاتی سازمان برنامه را متهم به خیانت، وابستگی، امریکایی بودن و... نکرد، بلکه بعد از انقلاب هم مهندس معین فر با آن همه سوابق اسلامی در راستای آن قرار گرفتند.
ممکن است آقای احمدی نژاد و همفکران شان معین فر و همکاران شان را «لیبرال، وابسته و امریکایی» بدانند و استدلال کنند که بدیهی بود دولت موقت سازمان برنامه را منحل نکند. اما مشکل آن است که دولت های بعدی هم که بحمدا لله انقلابی و ضدامریکایی بودند هرگز نگفتند آن دستگاه که به جز وابستگی اقتصاد کشور و جلوگیری از رشد و توسعه ایران کار دیگری نداشته باید منحل شود. مگر آنکه بگوییم مسوولان دیگر یا انقلابی نبودند یا نتوانسته بودند کشف کنند که سازمان برنامه و بودجه محصول برنامه های امریکایی بوده و باعث همه بدبختی ها و مصیبت های اقتصادی کشور از سال 1328 به این سو بوده. به این معنا که روسای قبلی سازمان همچون مهندس معین فر، مهندس عزت الله سحابی، داوود بانکی، روغنی زنجانی، صفدر حسینی، برادران شرکا، ستاری و... تا آخرین آنان که دکتر فرهاد رهبر بود نتوانسته بودند کشف کنند آن سازمان چه جرثومه فساد و تباهی است. نه تنها مسوولان آن سازمان نتوانسته بودند کشف کنند آن سازمان عامل اصلی تباهی اقتصادی ایران بوده، بلکه بیش از صدها وزیر، کارشناسان اقتصادی، متخصصان برنامه ریزی، روسای جمهور، مدیران صنایع بزرگ دولتی، مسوولان ارشد موسسات مالی و پولی کشور، صاحبنظران اقتصادی هم ظرف قریب به 30 سال گذشته نتوانسته بودند بفهمند سازمان برنامه چه ضایعه یی برای کشور بود.
واقعیت آن است که نه سازمان برنامه و بودجه امریکایی بوده و نه مسوولیت به اجرا گذاشتن برنامه های امریکایی ها را در این کشور برعهده داشته است. این هم که بگوییم کارشناسان و مسوولان سازمان برنامه انسان های شریفی بوده اند با اهداف و نیت خدمت به مملکت اما چون چارچوب و بنیان سازمان در جهت خواست و اراده منافع امریکایی ها و به منظور جلوگیری از پیشرفت و توسعه کشور طراحی شده بود، پس آنان نمی توانسته اند به مملکت خدمت کنند، در حقیقت از یک سو توهین به هزاران متخصص و کارشناس برنامه ریزی، بودجه نویسی و اقتصادی می شود که از سال 1328 تا 1384 در آن سازمان خدمت می کرده اند و از سویی دیگر نشان می دهد آنان همچون روبات های بی روح و جان بوده اند، از خود فکر و درک و اراده یی نداشته اند و صرفاً و فقط همان برنامه هایی را که امریکایی ها ریخته بودند اجرا می کردند. تکلیف جایگاه و نقش سازمان برنامه و بودجه از همان ابتدای تشکیل اش در سال 1328 به کمک و راهنمایی مستشاران و کارشناسان امریکایی مشخص بود. در کشوری مثل ایران که اساساً تا قبل از آن فکر توسعه و برنامه ریزی منسجم کمتر وجود داشت یک نهاد هماهنگ کننده به منظور تحقق اهداف توسعه کلان کشور در یک برهه زمانی چهار یا پنج ساله که ما به آن برنامه می گوییم، باید به وجود می آمد. هدف، نقش یا کارکرد آن هم مشخص بود.
اگر قرار است اهداف کلان توسعه کشور به صورت هماهنگ به جلو برود، چقدر سیمان، برق، آهن، تخت بیمارستان، تیر چراغ برق، فضای آموزشی، دانشگاه و ... لازم است. در طول آن برنامه، چه میزان باید برای آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، قشون، دانشگاه و ... هزینه شود تا اهداف کلی آن برنامه بتواند تحقق یابد. منابع مالی، هزینه ها و درآمدهای برنامه باید از کجا تامین شود؟ چقدر باید از طریق مالیات، عوارض، گمرکات و... تامین شود، چقدر از طریق گرفتن قرضه از منابع مذهبی و خارجی، چقدر باید صادر کنیم، چقدر وارد کنیم و قس علیهذا. به سخنی دیگر، سازمان برنامه یک نقشه یا یک برنامه کلی در اختیار مسوولان می گذارد که برای تحقق اهداف یک برنامه کلی چندساله چقدر بودجه و اعتبار نیاز است و هر یک از دستگاه های اجرایی چه مسوولیت و نقشی در تحقق آن برنامه کلان دارند. نمی دانم کجای این امریکایی است و کجای آن «سبب برنامه های خانمان برانداز طاغوتی می شود». کجای آن باعث «از بین رفتن کشاورزی می شود» و کجای آن باعث «به ذلت کشیده شدن فرهنگ آرمانی ملت رشید ایران و سرسپردگی به قدرت های جهانی می شود». نه سازمان برنامه متولی فرهنگ کشور است، نه می گوید که بهتر است بودجه مملکت صرف فرهنگ شود یا برای عدالت هزینه شود، یا صرف تیر و توپ و تفنگ و تانک شود. اولویت ها، اهداف، استراتژی توسعه و... را مسوولان کشور تعیین می کنند نه کارشناسان سازمان برنامه و بودجه. آنان فقط می گویند آن اهداف و برنامه ها (صرف نظر از درست یا غلط بودن شان) این گونه می تواند تحقق یابد و این امکانات و بودجه را نیاز دارند. از قضای روزگار سازمان برنامه، تشکیلاتی مدرن بود و پس از تشکیل، شماری از بهترین و باسوادترین کارشناسان برنامه ریزی، بودجه نویسی و اقتصاد را در خودش جای داد. شاید یک دلیل انزجار آقای احمدی نژاد و دیگران از آن دستگاه این است که کارشناسان و مسوولان آن بسیار تحصیلکرده بوده بنابراین خیلی به ساز دولتمردان به ترنم درنمی آمدند. برخلاف سایر دستگاه های اجرایی که مطیع اوامر ملوکانه بودند، اتفاقاً شاه چندین نوبت با مسوولان و مدیران سازمان برنامه که هزینه، درآمد، توسعه، پیشرفت و امثالهم را درک می کردند دچار مشکل شد.
آخرین رئیس این سازمان آقای دکتر فرهاد رهبر نیز که خود اقتصاددان است، در همان ابتدای کار دولت احمدی نژاد با رئیسش مشکل پیدا کرد. بعدها هم معلوم شد اگرچه احمدی نژاد، فرهاد رهبر را کنار گذاشت، اتفاقاً حق با رهبر بود. در همان صفحه یی که خبر الهام آقای احمدی نژاد از افکار و عقاید انقلابی شهید رجایی را در انحلال سازمان برنامه درج کرده بود، کمی پایین تر خبر دیگری هم آمده بود. دولت برای جبران کسری بودجه هشت هزار میلیارد تومانی اش مجبور شده اعتبار برنامه های عمرانی کشور را کاهش دهد. کل اعتبارات عمرانی سال جاری (1388) حدود 27 هزار میلیارد تومان است اما هنوز ماه دوم سال به پایان نرسیده که اصالتاً دولت خدمتگزار 28 درصد آن را کاهش داده تا بتواند کسری بودجه اش را جبران کند. اتفاقاً سازمان برنامه و بودجه به وجود آمده بود که هنوز سال شروع نشده، 28 درصد از بودجه عمرانی کشور کسر نشود و بالاخره اینکه شش هفت سال دیگر، عمر جمهوری اسلامی می رسد به تمامی دوران سلطنت محمدرضا پهلوی. پس از گذشت 30 سال که دیگر محمدرضاشاه در قدرت نیست، آیا زمان آن نرسیده که مسوولیت پسرفت ها و شکست هایمان را به جای ریختن بر سر او خودمان برگردن بگیریم؟"
بهزاد نبوی گفت در دولت شهید رجایی انحلال مدیریت و برنامه ریزی اصلا مطرح نبوده بلکه عملکرد وزیر تحمیلی بنی صدر مطلوب ارزیابی نمی شد.
بهزاد نبوی - سخنگوی دولت شهید رجایی - در گفت و گو با خبرنگار قلم نیوز با رد اظهارات اخیر احمدی نژاد مبنی بر پیگیری انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط دولت شهید رجایی گفت: اصلا در زمان شهید رجایی چنین چیزی مطرح نبوده است. من در آن زمان نقش موثری در تدوین برنامه های شهید رجایی داشتم و اثری از انحلال سازمان برنامه و بودجه در برنامه های ایشان نبود البته این نکته را باید یادآوری کنم که در زمان شهید رجایی برنامه و بودجه به صورت وزارتخانه اداره می شد و وزیر داشت.
وی افزود: داستانی که آقایان امروز به آن استناد می کنند مربوط می شود به عملکرد وزیر وقت برنامه و بودجه که مورد تایید بسیاری از وزرای اجرایی آن موقع مثل شهید کلانتری، شهید عباسپور، شهید قندی و بقیه دوستان نبود. این مخالفت هم به دلیل تن ندادن اعضای دولت به برنامه ریزی نبود بلکه مشکل در کند بودن تخصیص ها با وجود نبود کسری بودجه و احیانا اعمال سلیقه در اداره ی برنامه و بودجه بود. حتی خود آقای رجایی هم از عملکرد سازمان برنامه و بودجه ناراضی بود اما چون این وزیر از سوی بنی صدر تحمیل شده بود نمی توانست آن را تغییر دهد.
به گفته وی: در یکی از جلسات هیات دولت، وزرای اجرایی پیشنهاد کردند که اختیار تخصیص بودجه از سازمان مدیریت گرفته شود و این به رای گذاشته شد، اکثریت هم رای دادند اما من به یاد ندارم که این مصوبه اجرایی شد یا نه. همچنین در سال 60 با تصویب هیات دولت تدوین بودجه ی سالیانه به عهده ی نخست وزیری گذاشته شد که شهید رجایی بنده را مامور این کار کرد و من هم دکتر بانکی را مسوول تدوین بودجه کردم، دکتر بانکی با استفاده از معاونین و بدنه ی وزارت مدیریت و برنامه ریزی بودجه ی آن سال را با همان سرفصل ها تدوین کردند.
سخنگوی دولت شهید رجایی در ادامه افزود: بعد از ماجرای هفت تیر که شهید رجایی رییس جمهور شد و شهید باهنر نخست وزیر؛ با توافق کامل دو طرف وزارت برنامه و بودجه به کار خود ادامه داد و بانکی به عنوان وزیر برنامه و بودجه از طرف شهید باهنر پیشنهاد شد و رجایی آن را پذیرفت. به محض ترمیم کابینه و تغییر عملا سازمان مدیریت نقش خود را ایفا کرد و خیلی هم نقشی قوی در برنامه ریزی و تخصیص اعتبارات ایفا کرد.
نبوی یادآور شد: نارضایتی به معنای این نبود که رجایی می خواست خلاف بودجه و برنامه مصوب کاری کند و وزارت برنامه و بودجه مقاومت می کرد، بلکه عملکرد مدیریت این وزارتخانه مطلوب ارزیابی نمی شد و به همین دلیل سعی می کردند طوری از کنار این مدیریت نامطلوب عبور کنند.
مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروتهای بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدنها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملتها، آن را پناهگاه آیینهای آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمیتواند به آن لطمه بزند.آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز میکند نه خودپسندی و مباهات به گذشتهای سپری شده بلکه میل به بهترینها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را میتوان جستوجو کرد.آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشماندازی از بهروزی که در پیشرویش قرار میگیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر میبریم بیتردید بهترین نیست.در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایههایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خونهای گرامی بودهاند، در خطرند. آنچه امروز میبینیم آن چیزی نیست که میخواستیم، آن چیزی نیست که میتواند باشد.
من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدهام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگرانکننده یافتم.
آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.
آمدهام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولینعمتان دولتها باشم.
آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم.
آمدهام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت مادهای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.
آمدهام تا وسیلهای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.
آمدهام تا با تنشزدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.
آمدهام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.
آمدهام در حالی که راهی ساده و یکشبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمیشناسم و معضلات امروز را ناشی از چارهجوییهای شتابزده، یکشبه و یکنفره میبینم.
آمدهام تا ساختار آسیبخورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامهریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بودهاند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.
آمدهام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیتهای مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.
آمدهام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامتشان را خم کرده و سیاستهای نادرست اقتصادی عزتشان را نشانه رفته است.
آمدهام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمدهام تا با گسترش بیمههای همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلتهای آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسههایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریدهاند از یاد ببرند.
آمدهام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروههای مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطهای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمانهای کشور برقرار کنم و آمدهام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.
اینجانب آمدهام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعهای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگترین سرمایه ما در مسیر پیشروست. ما نمیتوانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوتهای خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار دادهام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیفهای متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکلهایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه میگذارم تا مرزبندیهای جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.
استقلال اینجانب نه از سر تکروی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توانهایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیتهای عادیای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایشها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. میدانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمیشود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال میکنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بیتردید از جمله آنانند با حمایتهای خود یاری خواهند فرمود.
والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
با نام و یاد خدای مهربان
میرحسین موسوی پس از حضور در ستاد انتخابات کشور و ثبت نام در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در جمع خبرنگاران به بیان اهدافش پرداخت.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس موسوی پس از ثبت نام، با تسلیت ایام فاطمیه در بیان اهدافش برای کاندیداتوری گفت: من، میرحسین موسوی فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدم چرا که روندهای سیاسی اقتصادی و فرهنگی موجود را نگران کننده یافتم.
آیت الله صانعی: اگر در نظام 2 متدین داشته باشیم، قطعا یکی از آنها موسوی است/کلمه
با نام و یاد خدای مهربان
سخنان مهندس موسوی را در همایش دانشگاهیان و پژوهشگران حامی میرحسین که در دانشگاه تهران برگزار شد را اینجا بخوانید
پروفسور تقی آزاد ارمکی، سیاستهای مهندس موسوی در زمینه آموزش و پرورش را سیاست اصولی و مدرنی دانست و گفت: این سیاستها، معضلات و نارسایی های اصلی این حوزه را مورد هدف قرار داده است.به گزارش خبرنگار قلم از ارومیه، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران که در محل دفتر ارتباطات مردمی مهندس موسوی در ارومیه سخن می گفت، با اشاره به معضلات موجود در حوزه آموزش و پرورش گفت: آموزش و پرورش باید به سمت مدرسه محوری و کتاب محوری حرکت کند و این دقیقاً چیزی است که مورد اشاره و توجه مهندس میرحسین موسوی قرار دارد.
وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به پذیرش شعارهای پوپولیستی از سوی مردم گفت: برش این شعارها به این دلیل است که در زمان طرح آن، رقیب برای نقد آنها وجود نداشت.وی در توضیح گفته خود به فضای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 اشاره کرده و افزود: در آن زمان، مخاطب اصلی انتقادات، هاشمی رفسنجانی بود و کسی احمدی نژاد را جدی نمی گرفت، در چنین فضای تک صدایی هر کسی می تواند هر کاری که دلش خواست انجام دهد.
وی همچنین در پاسخ به پرسش یکی از حضار، دموکراسی را چاره معضلات اساسی کشور دانست و گفت: آنچه جمهوری اسلامی را حفظ خواهد کرد، نه حذف رقیب که پذیرش دموکراسی است.وی افزود: برای رسیدن به دموکراسی باید به دنبال علم و اندیشه بود نه مدرک. ایجاد حزب چاره دموکراسی نیست، بلکه ابتدا باید دموکراسی اجتماعی به وجود بیآید سپس به فکر ایجاد احزاب بیافتیم.وی همچنین، جامعه فعلی ایران را جامعه ای دچار توهم عدالت دانست و گفت: اگر کارشناس و منتقد در صحنه حضور داشته باشد، این فضا شکسته خواهد شد.
در این مراسم که با حضور جمعی از فرهنگیان ارومیه ای و نیز استقبال گسترده و کم نظیر مردم ارومیه مواجه شده بود، پیش از سخنان پروفسور آزاد ارمکی، محمدی مسئول کمیته فرهنگیان ستاد مهندس موسوی در استان آذربایجان غربی در سخنانی با اشاره به جایگاه معلم در زمینه تربیت نیروی انسانی در جامعه، از معلمان خواست نقش ویژه خود را در بهبود اوضاع فعلی کشور ایفا کنند.همچنین ایرج کریمی، دبیر آموزش و پرورش نیز با قرائت بیانیه فرهنگیان استان آذربایجان غربی، خواسته های اساسی این قشر را از رئیس جمهور بعدی طلب کرد.در بخش دیگری از مراسم نیز، مظفر خداوندگار، شاعر آذربایجان با قرائت سه قطعه شعر به زبان ترکی آذربایجانی، شور و هیجان خاصی در سالن ایجاد نمود.
با نام و یاد خدای مهربان
اتهام سنگین و توهین مجدد احمدی نژاد به سازمان مدیریت و برنامه ریزی

احمدينژاد: ما در كشور خود سازماني به نام مديريت و برنامه ريزي داشتيم كه در سال 1328 توسط آمريكا در ايران تاسيس شد و بيش از 50 سال به كار خود ادامه داد و مسئوليت آن برنامهريزي كشور و تنظيم برنامههاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي بود.
البته صرفنظر از افراد پاك، صادق و سالمي كه در اين سازمان كار ميكردند مبناي برنامهريزي آنها وارداتي و آن چيزي بود كه از آن سوي آنها و همان نظم برنامهريزي غربي و همان شش برنامه خانمانبرانداز طاغوت بود كه يكي از آنها نابود كردن كشاورزي، فرهنگ آرماني ملت ما و به ذلت كشيدن ملت ما در برابر قدرتهاي جهاني بود.
آفرين بر انديشه شهيد رجايي و درك الهي و اسلامي او كه وقتي به رياست جمهوري رسيد، دستور داد كه اين سازمان را منحل كنند و يك سازمان بر اساس انديشه ديني و الهي پايهگذاري كنند، اما دشمنان منافق كه از انديشه و نگاه عميق و برنامه بنيادين رجايي براي ساختن ايراني عزتمند هراس داشتند براي عدم اجراي برنامههايش او را شهيد كردند.
كار و برنامه شهيد رجايي بر زمين ماند و آن سازمان با نوساناتي كار خود را ادامه داد تا سال 1386 كه با الهام از برنامه او، اين سازمان دچار تحولات بنيادين شد./ منبع: خبرگزاری فارس
بانکی: سازمان برنامه در مان شهید رجایی قوام یافت.
روغنی زنجانی: امام قانون مداری سازمان را تحسین می کرد.
ستاری فر: آقایان از شهید رجایی چه می خواهند.
مظاهری: شهید رجایی دنبال انحلال سازمان نبود.
مردوخی: اتهام آمریکایی بودن سازمان سنگین است.
فرشاد مومنی :شهید رجایی به گزارش های سازمان استناد می کرد.
اعتمادملي،: در حالي كه سه نامزد انتخابات رياست جمهوري احياي سازمان مديريت و برنامهريزي را جزو برنامهها و شعارهاي اصلي خود اعلام كردهاند، محمود احمدينژاد ضمن توجيه انحلال سازمان، اين بار پا را فراتر گذاشته و با اشاره به راهاندازي نهاد برنامهريزي توسط آمريكاييها مدعي شده است كه نخستين بار شهيدرجايي دستور انحلال سازمان برنامه و بودجه را به دليل ماهيت غربي آن صادر كرده است. محمود احمدينژاد كه روز چهارشنبه در تداوم سفرهاي استانياش به قزوين سفر كرده بود، در جمع مردم اين شهر گفت: «شهيدرجايي با درك الهي و اسلامي دستور داد سازمان مديريت را منحل و سازماني براساس انديشه ديني پايهگذاري كنند اما با شهادت ايشان اين امر بر زمين ماند تا سال 1386 كه با الهام از برنامه او، اين سازمان دچار تحولات بنيادين شد.» محمود احمدينژاد در ادامه سخنرانياش گفته است: «ما در كشور خود سازماني به نام مديريت و برنامهريزي داشتيم كه در سال 1328 توسط آمريكا در ايران تاسيس شد و بيش از 50 سال به كار خود ادامه داد...» رئيس دولت نهم گفته است «آفرين بر انديشه شهيدرجايي و درك الهي و اسلامياو كه وقتي به رياست جمهوري رسيد دستور داد كه اين سازمان را منحل كنند و يك سازمان براساس انديشه ديني و الهي پايهگذاري كنند.» محمود احمدينژاد در حالي انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي را به شهيد رجايي نسبت داده است كه بسياري از اعضاي كابينه و مديران ارشد سازمان برنامه و بودجه در دولت شهيدرجايي اين موضوع را تكذيب ميكنند و ميگويند شهيدرجايي به هيچ عنوان مخالف سازمان برنامه و بودجه نبود و آنچه در زمان رياست «موسي خير» صورت گرفت، تعطيلي موقت سازمان برنامه و بودجه بود كه براساس مصوبه شوراي انقلاب براي تجديد ساختار و احيانا پاكسازي برخي افراد وابسته به رژيم پهلوي صورت گرفت. روايت اعضاي كابينه دولت شهيد رجايي و مديران وقت سازمان برنامه و بودجه نشان ميدهد كه براساس مصوبه شوراي انقلاب، عباس دوزدوزاني نيز براي مدت زماني كوتاه، وزارت ارشاد ملي را تعطيل كرد تا بهزعم خود، اين وزارتخانه را از وجود برخي كارشناسان طاغوتي و نيروهاي غيرانقلابي پاك كند. موسي خير اگرچه نخستين رئيس سازمان برنامه و بودجه پس از انقلاب نبود اما او از ديگر روساي سازمان، پس از انقلاب، انقلابيتر بود بنابراين با استفاده از مصوبه شوراي انقلاب، 17 روز درهاي سازمان برنامهوبودجه را به روي برخي كارشناسان بست اما خود و برخي از مديران وقت سازمان، همچنان در محل كار خود حاضر ميشدند. مدتي بعد، با حكم شهيد باهنر، محمدتقي بانكي به رياست سازمان برنامهوبودجه منصوب شد و در حالي كه رجايي هنوز زنده بود، محمدجواد باهنر از محمدتقي بانكي خواست تا براي اداره كشور، برنامهاي جامع تهيه و تدوين كند. محمدتقي بانكي و همكاران او، دو ماه پيش از شهادت رجايي و باهنر، هسته مركزي سازمان برنامه و بودجه و كميته برنامهريزي را بنا نهادند كه اين كميته تا چند سال بعد تداوم يافت و اگرچه سند برنامه تنظيم شده توسط آنها به دليل مسائل سياسي در مجلس اول شوراي اسلامي رد شد اما حقيقت اين است كه برخلاف ادعاي آقاي محمود احمدينژاد، هسته اوليه برنامهريزي پس از انقلاب در دولت شهيدرجايي گذاشته شد. محمود احمدينژاد ادعا كرده است كه نخستينبار شهيدرجايي طرح انحلال سازمان برنامه و بودجه را مطرح و آن را عملي كرده است اين در حالي است كه محمدتقي بانكي، معاون نخستوزير و رئيس وقت سازمان برنامه و بودجه، به خاطر ندارد كه شهيدرجايي چنين رويكردي را رد ميكند. گذشته از آن، دكتر علينقي مشايخي كه معاون اقتصادي محمدتقي بانكي بوده است نيز چنين اعتقادي ندارد و معتقد است «سازمان فقط براي مدت كوتاهي آن هم به دليل تسويهحساب با برخي كارشناسان (غيرانقلابي) سازمان به صورت موقت حدود دو هفته تعطيل شد.» مسعود روغنيزنجاني كه پس از محمدتقي بانكي در دوره نخستوزيري موسوي و رياستجمهوري هاشمي، رياست سازمان برنامه و بودجه را برعهده داشته است، نيز ميگويد: «مخالفان اصلي سازمان، روحانيون نبودند و امام(ره) نيز هرگز موافق انحلال سازمان برنامه و بودجه نبودند و در عوض از گزارشهاي كارشناسي سازمان استقبال ميكردند.» محمود احمدينژاد در تيرماه سال 1386 در اقدامي عجيب، دستور انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي را صادر كرد. از آن زمان تاكنون، كارشناسان اقتصادي، برنامهنويسان و تحليلگران وابسته به هر دو گروه اصولگرا و اصلاحطلب، نسبت به انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي به محمود احمدينژاد انتقاد ميكنند اما رئيس دولت نهم در تازهترين سخنراني انتخاباتياش انحلال سوال برانگيز نهاد برنامهريزي كشور را به شهيد رجايي نسبت داده است تا شايد به اين وسيله اندكي از فشار انتقادهاي وارد شده به اين اقدام بكاهد. مشخص نيست محمود احمدينژاد كه در اين زمان حداكثر مسووليت بخشداري يا فرمانداري را عهدهدار بوده است. براساس چه سند و مدركي، مدعي شده است كه شهيدرجايي قصد داشته سازمان برنامه و بودجه را منحل كند؟ بهنظر ميرسد حكايت انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي با ادعاي تازه آقاي احمدينژاد و واكنش صريح مديران دولت شهيدرجايي ظرف روزهاي آينده ابعاد تازهاي هم پيدا كند. محمدتقي بانكي كه در دولت شهيد رجايي پس از موسيخير مسووليت سازمان برنامه را برعهده گرفت در واكنش به اين اظهارنظر كه شهيد رجايي به دنبال تغيير رويكرد سازمان برنامه بود، گفت: بررسي هر پديده بايد با توجه به مقتضيات زماني و مكاني آن صورت بگيرد، زيرا اگر غير از اين باشد نتيجهگيريها و فهم از كل ماجرا زير سوال است. بانكي با اشاره به شرايط انقلابي آن زمان اظهار كرد: در آن دوره نظام كارشناسي بهدليل تغيير ساختاري كه در كشور صورت گرفته بود با انديشه مديران جديد ناآشنا بود. رئيس سازمان برنامه در دوران شهيد رجايي با تاكيد بر اينكه ابهام بهوجود آمده مختص كاركنان سازمان برنامه نبود و تمامي دستگاهها را دربرميگرفت، ادامه داد: به همين دليل با ورود برخي چهرهها كه هم با خواست انقلابيون آشنا بودند و هم الزامات حوزه كارشناسي را درك ميكردند شكاف بهوجود آمده رفع و دستگاههاي اجرايي به روند حركتي خود ادامه دادند. بانكي در پاسخ به اين سوال كه احياي برنامهريزي پس از تعطيلي چندروزه چگونه انجام گرفت، گفت: در زمان رياستجمهوري آقاي رجايي و نخستوزيري شهيد باهنر پايه مجدد برنامهريزي گذاشته شد. بانكي ادامه داد: اتفاقا شهيد باهنر بر احياي سازمان برنامه به شكل كارشناسي خود تاكيد داشتند و در مذاكراتي كه با من داشتند، خواهان آن بودند كه هر چه سريعتر اين كار صورت بگيرد و كارشناسان سازمان برنامه كار خود را مجددا از سر بگيرند. وي با روايت احياي مجدد سازمان برنامه با بهرهگيري از اقتصادداناني نظير محمد طبيبيان، علينقي مشايخي، طهماسب مظاهري، علي كلاهدوز و... افزود: حضور اين چهرهها كمك كرد كه نظام كارشناسي و مديران اجرايي به يك درك مشترك از برنامهريزي برسند. بانكي شاهد سخن خود را نطق ميرحسين موسوي در هنگام اخذ راي براي نخستوزيري عنوان و اظهار كرد: مهندس موسوي در نطق خود به شدت بر تقويت و ارتقاي جايگاه سازمان برنامه تاكيد داشت و اين همان خواستي بود كه شهيد باهنر از من و همكاران در سازمان برنامه داشتند زيرا پس از مشخص شدن جايگاه اين سازمان در نظام مديريتي آنها به دنبال اتخاذ رويكرد علمي و كارشناسي از سازمان بودند. وي افزود: شهيد باهنر اعتقاد داشت سازمان برنامه در نظام تيمسازي بايد محور قرار گيرد.
هاشمی رفسنجانی: سازمان برنامه باید حضور داشته باشد
هشدار مجدد مهندس در باره عواقب خطرناک حذف سازمان مدیریت
رییس سابق سازمان مدیریت و برنامهریزی: احیای سازمان مدیریت اولین کار رییس جمهور آینده است/قلم
هشدار مجدد میرحسین به عواقب انحلال سازمان برنامه
احیای نظام برنامه ریزی مهم ترین وظیفه دولت دهم/سرمایه
احیای مجدد سازمان مدیریت و برنامه ریزی ؛ وظیفه مهم دولت آینده/حسن روحانی
توکلی: ارائه زودهنگام لایحه اصلاحیه بودجه از آثار انحلال سازمان مدیریت است
قانون بودجه سال ۱۳۸۷ : سازمان مدیریت و برنامه ریزی احیا شد!!/ناصر حضرتی
سازمان مدیریت و برنامه ریزی قرباني سياست

ستاد آذری زبان های حامی میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم تشکیل شد و مهندس صادق بناب به عنوان رئیس شورای مرکزی این ستاد انتخاب گردید.
اعضای شورای مرکزی ستاد آذری زبان های حامی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم تشکیل شده است از افرادی چون علی عبدالعلی زاده وزیر سابق مسکن و شهرسازی ، عیسی کلانتری وزیر سابق راه و ترابری ، محسن مهرعلیزاده معاون سابق رئیس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی ، شافعی وزیر سابق صنایع ، مسعود پزشکیان نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی، جمشید انصاری استاندار سابق آذربایجان غربی و نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی ، جبار زاده عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و نماینده اسبق تبریز در مجلس شورای اسلامی ، سعید فائقی معاون سابق سازمان تربیت بدنی ، محمد سبحان الهی استاندار سابق آذربایجان شرقی ، صادق بناب معاون اسبق وزیر راه و ترابری ، شهربانو امانی نماینده اسبق ارومیه در مجلس شورای اسلامی و تقی زاده مدیر کل سابق سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی
با نام و یاد خدای مهربان


خانم آذر منصوري معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت روز جمعه (مورخه ۱۸/۲/۸۸ ) در محل دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی سخرانی خواهد کرد. این مراسم ساعت ۱۹ عصر در محل دفتر(ارومیه ، خیابان مدنی ۲ ، بعد از خیابان عطایی ، نرسیده به سید جواد ، جنب بانک رفاه ) برگزار خواهد شد.مجری این مراسم ستاد ۸۸ می باشد.
سخرانی خانم آذر منصوري ششمین برنامه رسمی دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی است. قبل از این آقای مهندس عبدالعلی زاده ، خانم محتشمی پور و دکتر آزاد ارمکی در ارومیه، دکتر پزشکیان در نقده و آقای کمالی در میاندوآب سخرانی کرده بودند.
علاقمندان مهندس میر حسین موسوی می توانند در این مراسم حضور پیدا کنند.
شکایتی از این بی عدالتی نخواهم کرد ! / فریبا بشیری
نامزدهای اصلاح طلب انتخابات میاندوره ای مجلس هشتم ردصلاحیت شدند/فریادخرداد
با نام و یاد خدای مهربان
سید محمد خاتمی:دلایل کاندیداتوری مهندس موسوی برایم کاملا قابل قبول است
با نام و یاد خدای مهربان

در ادامه برگزاری سلسه سخنرانی های دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی ، دكتر تقي آزاد ارمكي جامعه شناس و استاد دانشگاه فردا در محل این دفتر سخرانی خواهد کرد. این مراسم روز چهارشنبه مورخه ۱۶/۲/۸۸ ساعت ۱۸ عصر در محل دفتر(ارومیه ، خیابان مدنی ۲ ، بعد از خیابان عطایی ، نرسیده به سید جواد ، جنب بانک رفاه ) برگزار خواهد شد.
دکتر آزاد ارمکی داری دکترای جامعه شناسی از دانشگاه مریلند آمریکا بوده و تالیف کتب و مقالات متعدد و مسئولیت های مختلف در دانشگاه ها و مجمع علمی از جمله سوابق وی می باشد.دکتر ارمکی از سال ١٣٧٥ تا ١٣٨٤ رئيس دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران بوده است.
سخرانی دكتر تقي آزاد ارمكي پنجمین برنامه رسمی دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی است. قبل از این آقای مهندس عبدالعلی زاده و خانم محتشمی پور در ارومیه، دکتر پزشکیان در نقده و آقای کمالی در میاندوآب سخرانی کرده بودند.
علاقمندان مهندس میر حسین موسوی می توانند در این مراسم حضور پیدا کنند
با نام و یاد خدای مهربان

فخرالسادات محتشمی پور در جمع مردم ارومیه گفت: امروز فرزندان و نزدیکان امام خمینی (ره) در صف حامیان مهندس موسوی قرار دارند.
به گزارش خبرنگار قلم از ارومیه ، دبیر مجمع زنان اصلاح طلب که در محل دفتر ارتباطات مردمی مهندس موسوی در ارومیه و برای جمعی از مردم سخن می گفت ، با مقایسه دوره اصلاحات با دوران فعلی گفت: در دوره اصلاحات ، رییس جمهور در برابر تخلفات از قانون ایستادگی می کرد و تذکر قانون اساسی می داد اما اکنون کسی که باید در برابر بی قانونی تذکر بدهد خود قانون را نقض می کند.
وی با اشاره به مشکلات امروز جامعه، این مشکلات را همان شعارهای اساسی رییس جمهور فعلی در زمان تبلیغات انتخابات چهار سال پیش برشمرد و گفت: امروز فساد، فقر و تبعیض مشکلات اساسی ما هستند اما این مشکلات از سوی دولت نادیده انگاشته می شد و بر آنها سرپوش گذاشته می شود. امروز فساد زیاد است اما نمی توان در مورد آن به اظهار نظر پرداخت زیرا در دوره فعلی به آن سرپوش گذاشته می شود و حتی بیان این مطالب سیاه نمایی محسوب می شود.
وی خاطر نشان کرد: متاسفانه در برخی موارد از سوی برخی مسئولان و مقامات به فساد مبادرت می شود.محتشمی پور وجود تبعیض در دولت فعلی را خاطر نشان کرد و با مقایسه وضعیت فعلی با دولت پیشین گفت: در دوره خاتمی شفافیت اطلاعات وجود داشت و تبعیض به رسمیت شناخته شده بود، بنابراین برای مقابله با آن برنامه های اساسی در نظر گرفته شده بود.
وی همچنین به خط فقر هشتصد هزار تومانی در دولت فعلی اشاره کرد و با مقایسه حقوق کارمندان دولت و کارگران آنرا یک فاجعه خواند.دبیر مجمع زنان اصلاح طلب با انتقاد از تفکری که آنرا واپس گرا و تحجرگرا دانست گفت: امروز این تفکر که در زمان امام (ره) جرات ابراز وجود نداشت فرصت یافته که خود را بروز دهد و کسانی در تلاش هستند تا آنرا به قانون تبدیل کنند که خوشبختانه با مخالفت و ممانعت مواجه می شود.
این فعال حقوق زنان در ادامه به برخی لوایح چون لایحه حمایت از خانواده، تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و مالیات بر مهریه زنان اشاره کرد و گفت: انجام چنین کارهای محیرالعقولی فقط از معجزه هزاره سوم برمی آید.وی به آگاهی های داده شده در دوره اصلاحات اشاره کرد و گفت: برخی القا می کنند که با انجام این کارها می خواهند حقوق مردان را ضایع کنند اما کاری که ما انجام می دهیم اینست که حقوقی را که از زنان سلب شده را به آنان برگردانیم نه اینکه حقی از مردان بگیریم.
محتشمی پور انتخابات آزاد را ودیعه ای دانست که باید از آن به بهترین نحو ممکن استفاده کرد و گفت: اینکه بگوییم نتیجه انتخابات از پیش معلوم است و رییس جمهور فعلی بار دیگر بر مسند قدرت می نشیند تفکری غیر منطقی است. انتخابات بهترین فرصت است تا از حقوق شهروندی مردم دفاع کنیم و این دوره انتخابات ریاست جمهوری با دوره های پیشین فرق می کند.وی هم چنین به توزیع بسته های هدیه و نیز گونی های سیب زمین اشاره کرد و این کار را تحقیر مردم برشمرد.در انتهای مراسم وی به پرسشهای برخی از حضار نیز پاسخ داد.
پیش از سخنرانی محتشمی پور، فریبا بشیری دبیر کمیته اقشار و امور اجتماعی دفتر ارتباطات مردمی مهندس موسوی در استان آذربایجان غربی دقایق کوتاهی به سخنرانی پرداخت. وی در این سخنرانی از وجود بیلبردهای تبلیغاتی در سطح شهر پیش از اعلام زمان رسمی تبلیغات انتقاد کرد و گفت: امیدواریم با تصمیمی مردانه و زنانه در 22 خرداد، 2 خردادی دیگر بسازیم.
دکتر کمالی: عدالت، کدام عدالت!؟/هم آوا
با نام و یاد خدای مهربان


دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی فردا میزبان خانم فخرالسادات محتشمی پور است.خانم فخرالسادات محتشمی پور همسر آقای تاج زاده و عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت می باشد.قرار است خانم محتشمی پور در محل این دفتر برای عموم مردم به ویژه بانوان ارومیه ای سخن بگویند.این مراسم روز دوشنه مورخه ۱۴/۲/۸۸ ساعت ۱۶ عصر در محل دفتر(ارومیه ، خیابان مدنی ۲ ، بعد از خیابان عطایی ، نرسیده به سید جواد ، جنب بانک رفاه ) برگزار خواهد شد.
سخرانی خانم محتشمی پور چهارمین برنامه رسمی دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی می باشد. قبل از این آقایان مهندس عبدالعلی زاده در ارومیه و دکتر پزشکیان در نقده و آقای کمالی در میاندوآب سخرانی کرده بودند.
علاقمندان مهندس میر حسین موسوی می توانند در این مراسم حضور پیدا کنند
با نام و یاد خدای مهربان
چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بودهاند – پردهدري ميكند و براي نامزد سوم سينهدراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد ؟
بدانيد كه اين بار نه با سعيديسيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد!

در پي توهين روزنامه كيهان به مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي در جوابيهاي خطاب به حسين شريعتمداري به ادعاهاي وي پاسخ گفت و به سوابق مديرمسئول كيهان اشاره كرد. متن كامل جوابيه مهدي كروبي به شرح زير است:
بسمالله الرحمن الرحيم
و قل اعوذبك من همزات الشياطين(مومنون، 97)
آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسوول روزنامه كيهان
سلام عليكم
طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جريده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم ارديبهشتماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،يكي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اينبار عليه اينجانب مهدي كروبي به تهمت و هتك حرمت روي آوردهايد و دوستان و ياران مرا هم بينصيب نساختهايد، بلكه در پردهدري، درهاي تازه گشودهايد و همگان را نه در مقام روزنامهنويس كه در جايگاه يك مقام امنيتي به وابستگي به رژيم صهيونيستي متهم كردهايد. وااسفا كه در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسي افتاده كه در جايگاه نمايندگي رهبري در معظمترين موسسه مطبوعاتي حكومتي نهتنها از مشي رهبري پيروي نميكند بلكه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي كه در مقام بهرهمندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغپراكني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت اكنون به سراغ فردي آمده كه هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره كوشش كرده آبروي ريختهشده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانهروي و ريشسفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسيده است كه از عنايات و كنايات كيهان بيبهره نمانم و بدانم كه اين بنگاه دروغپراكني از تحريف مواضع مهدي كروبي نااميد شده به توهين روي آورده است. بارها از تحريف كيهان در عبارات و كلمات منسوب به خويش گذشت كردم چراكه تيغ كيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاحطلبان را كندتر از آن ديدم كه نيازي به در افتادن با كيهان باشد اما اكنون كه حد گذراندهايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساختهايد چارهاي جز آن نديدم كه با شخص شما يك بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام كنم تا بدانيد كه اين بار نه با سعيديسيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد كه كارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانوادهاش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم كه در اين ديار از سعيديسيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. سخن گفتن از خويش در فرهنگ عرفاني و اخلاقي ايرانيان مذموم است اما اسوه ما امام علي(ع) است كه در زمانه نامرداني ميزيست كه العياذبالله اسلام و ايمان و نماز او را زير سوال بردند و آن امام شرمسار از عصري شد كه در آن او را با معاويه بن ابيسفيان قياس ميكردند. پس به فرياد درآمد و از سابقه خود در اسلام و ياري پيامبر اسلام و جنگاوري در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادي چون شما با بيانصافي تمام سوابق فرزندان ايران و ياران امام را زير سوال ميبريد و كسي را ياراي هماوردي با شما نيست كه اگر هست چون شمشيرعلي در نيام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نميگيرم و از ياد نميبرم جفايي كه شما در حق مراجع محترم تقليد و روشنفكران مسلمان و حتي دگرانديشان كردهايد. كيست كه سابقه و رابطه مرا با برخي از فقها و مجتهدين نداند و از اين واقعيت غافل باشد كه در مرزبندي با آن بزرگان و ترجيح امام عزيز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آيا اين مجوزي است كه بر هتك حرمت ايشان از سوي كيهان سكوت كنم؟ كيست كه فاصله مرا (بهخصوص در سالهاي آغاز تاسيس جمهوري اسلامي) با برخي از روشنفكران ملي و مذهبي نداند و به ياد نياورد كه در ترجيح خط امام بر خطها و جناحهاي ديگر لحظهاي ترديد نداشتم؛ اما آيا اين دليلي است كه بر هتك حيثيت بزرگاني چون مرحوم مهندس بازرگان – كه در تدين او شكي نبود – چشم ببندم؟ آيا مكتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود كه اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي كه مديران كيهان همسو با تهيهكنندگان برنامههايي چون هويت به نويسندگان و روشنفكران اين سرزمين چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب و مرحوم دكتر عباس زرياب خويي توهين ميكردند؟ آيا امروز همان كلام اميرمومنان نبايد سرلوحه ما باشد كه اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟
آقاي شريعتمداري؛
شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زير 18 سال ميشويد؟
شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دين آموختهايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مسالهاي فقهي و حقوقي است كه فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره ميتواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينكه مايه لودگي و فحاشي بنام طنزپردازي شود. در فقه اسلامي هيچ ترديدي در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبناي همين فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثني هستند. تنها بحث و اختلافنظر درباره افراد كمسن و سال كه در اصطلاح فقهي و حقوقي غيرمكلفين، غيربالغين و يا «صبي» و كودك ناميده ميشوند اختلاف از نظر ميزان سنآنهاست. اين مطلب مورد اتفاق همه فقهاي اسلام است كه «صبي» يعني كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نميشود، بلكه «عاقله» يعني خويشاوند و خاندان وي ديه مقتول را ميپردازند. ليكن چون اخبار و احاديث مربوط به اين موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلافنظر در مفهوم و مصداق كودك و صبي گرديده است كه آيا منظور از صبي و كودك كيست. برخي فقها با استناد به برخي از احاديث گفتهاند منظور از آن افراد زير 15 سال است. برخي روايات به ميزان رشد جسمي فرد مورد نظر اشاره و تاكيد نمودهاند و نه به مقدار سن او و حتي قيد وجب راجع به قد وي ذكر شده است. در برخي فتواها به نشانهها و علائمي از رشد جسمي و جنسي فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر ديگر اين است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرايط اقليمي و آب و هوايي است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبي و كودك عليالاغلب افراد زير هجده سال است و نه پانزده سال.
براساس اين واقعيت است كه قوه قضائيه كشور ما تحت رياست فقيهي مطلق و مجتهدي كامل نيز بخشنامههايي را مبني بر منع اعدام افراد زير هجده به قضات فرستاده و اخيرا پيشنويس لايحهاي را دراين باره جهت تصويب تقديم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان يك روحاني نظرم اين است كه در شرايط اقليمي ما كودكان در سنين بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همهجانبه ميرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كيفري فرق دارد و لازم است كه قانوني در اينباره تصويب و از اعدام افراد زير هجده سال جلوگيري شود. آيا به نظر شما كيهاننشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر كسي مانند شما فكر نكند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينكه در ايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضيترند يا اينكه يك روحاني علاقهمند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازاتها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بكشند مانند اين است كه همه انسانها را كشتهاند و اگر كسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است كه همه انسانها را نجات دادهاند. ما كي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونتدوري كنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چهكارهايد و چه جايگاهي داريد؟
در گذشته بسياري از مسائل بوده كه واجب يا حرام بوده ولي با تحقيقات جديد و فتواي علما غيرواجب و يا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشيدن آب آلوده به نجاست چاه و نيز مانند ماهيهاي خاوياري كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتواي امام و برخي ديگر از مراجع حليت آن اعلام شد ونيز مانند مساله مهم حق راي زنان كه قبل از انقلاب يكي از محورهاي اعتراض علما بود ولي بعد از انقلاب، زنان هم حق راي دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پيدا كردند. پس ماهيت متكامل فقه و پويايي آن هرگز با اين بضاعت علمي شما نميتواند مورد ترديد باشد و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پردهدري شماست ترس از انتخابات آينده است كه شما در فرآيند اين انتخابات كيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل كردهايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شدهايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر ميپرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامهاي كه از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل كردهايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفتهخاطر ميشويد و چنين بيتابانه عنان از كف ميدهيد و دشنام ميدهيد. شگفتا كه در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواكي ميشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي ميپرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروههاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (كه به بيتالمال متكي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميكنند. روزي دگرانديشان و روشنفكران، دگر روز چهرههاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جايي حتي بيتامام خميني و نوه محترم وي را هتك حرمت ميكنند. بدينترتيب گويي كيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقهگرايي تبديل شده است.
شما با اين شيوه، ريشه در كدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنهاي كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كيهان حريمشان را شكستهايد و در برخي پروندههاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوختهايد، حلاليت طلبيدهايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي كه بدانها توهين كردهايد را داريد؟
انتخابات رياستجمهوري 22 خرداد 88 آزمون ملي ايرانيان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبتنام در اين انتخابات برخوردار است و تاكنون نيز چهار نفر بيشتر اعلام آمادگي نكردهاند. قانون هم وظيفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كيهان به عنوان بخشي از بيتالمال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد كه اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بودهاند – پردهدري ميكند و براي نامزد سوم سينهدراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيتدار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟
آقاي شريعتمداري؛
درست است كه در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست كه هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه كيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبهبندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين كنيد و سوداي سونامي احمدينژاد سر دهيد. در اين چهارساله كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كردهام دقيقا ميدانم كه صفحه اول روزنامه چه زمان بسته ميشود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول ميرسد. مرا به بيسوادي متهم كردهايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خواندهايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانشآموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد. مگر آنكه بگوييد اين مدارك را هم ديدهايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از كناه است كه به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميكنيد كه به فرد بهزعم شما بيسوادي چون من اين همه احكام متعدد دادهاند. ياران مرا نفوذي نام نهادهايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديكان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديك ديدهايد يا نه؟
برنامه شما تلاش براي اختلاف افكندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي كه ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم كه هيچ حرفي را نميزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانيد كه هم ميخوانم و هم مينويسم بهخصوص روزنامه كيهان را كه در دوره حضرتعالي كارنامهاي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است.
آقاي شريعتمداري؛
در پايان به شما تذكر ميدهم و نصيحت ميكنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقين و تخريب بهره ببرند.
فاعتبروا يااولوالالباب / والسلام علي من اتبع الهدي
مهدي كروبي - 11/2/88
با نام و یاد خدای مهربان
سیاست خارجی کشور را مبتنی بر اصل عزت ، حکمت و مصلحت نمی دانیم
ما برای ایجاد تغییر در مدیریت اجرایی کشور گرد هم آمده ایم و معتقدیم سیاست های اجرایی کشور را با تغییر رئیس جمهور به نحوی تغییر بدهیم که منطبق با آرمانهای امام راحل (ره) خواست شهدای انقلاب باشد.
به گزارش خبرنگار قلم در ماکو، عباس خورشیدی رئیس ستاد تبلیغاتی میر حسین موسوی در آذربایجان غربی در جمع تعدادی از مردم شهرستان ماکو که برای افتتاح دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی گرد آمده بودند با بیان این مطلب افزود: ما می خواهیم دولت نهم را تغییر دهیم چرا که دولت فکر می کند قبل از آنها کاری در این کشور صورت نگرفته و تمام زحمات دولت های قبلی را زیر سوال برده است و با شعار مهرورزی هزاران مدیر برجسته و باتجربه را خانه نشین کرده است.
وی افزود: دولت نهم شعار عدالت سر داده است اما عدالت را به گونه ای تعریف نموده که مردم با توزیع پول به عدالت برساند.
خورشیدی تصریح کرد: این دولت باید تغییر کند چرا که دولت افراط و تفریط است، یک روز از هولوکاست و نابودی اسرائیل صحبت می کند و روز دیگر از دوستی با مردم اسرائیل سخن می راند. مردم ما مخالف اسرائیل و صهیونیست هستند اما باید به گونه ای رفتار کرد که بیشترین نفع را مردم ببرند.
رئیس ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در آذربایجان غربی با اشاره به نگاه دستوری دولت به اقتصاد گفت: نگاه دولت نهم به اقتصاد، غیرکارشناسی و دستوری است. نظام پولی و بانکی کشور تنها با تعویض مدیر و دستور تغییر پیدا نمی کند باید برای کارها برنامه داشت.
معاون سیاسی امنیتی سابق استانداری آذربایجان غربی تاکید کرد: ما این دولت را می خواهیم تغییر بدهیم چرا که قدر گذشته را ندانست. این دولت عملکرد دولت های قبلی را به نفع خود مصادره می کند. پروژه هایی که از دولت های گذشته شروع شده و در دولت های قبلی برنامه ریزی و مطالعه شده است را به نفع خاص خودش تعبیر و تفسیر و مصادره می کند.
خورشیدی اظهار داشت: منطقه آزاد ماکو در زمان دولت اصلاحات خاتمی مورد تایید قرار گرفته و سند ما سخنان نماینده محترم فعلی ماکو هست که گفتند: باید مجسمه آقای خاتمی را در ورودی ماکو نصب کنیم چرا که دولت خاتمی این آرزوی دیرین مردم را تحقق بخشید.
وی به سیاست خارجی دولت نهم نیز اشاره داشت: ما می خواهیم تغییر ایجاد کنیم چرا که سیاست خارجی کشور را مبتنی بر اصل عزت، حکمت و مصلحت نمی دانیم. کدام یک از اصول رعایت شده است؟ کشورهای منطقه را رها کرده ایم و دنبال کشورهای آمریکای لاتین و آفریفا هستیم آیا این مصلحت و عزت است.
خورشیدی افزود: اهانت به رئیس جمهور در کشور خارجی عزت است؟ چرا باید طوری رفتار کنیم که مورد اهانت قرار بگیریم. هر چند به آقای احمدی نژاد رای نداده ام اما رئیس جمهور ماست و اهانت به او اهانت به ملت است. کشورهای مجمع الجزایری و امثال آنها چه کمکی به قدرت بین المللی ما می کنند؟ ما در دولت خاتمی شاهد بودیم که سیاست خارجی ما طوری تعریف شد که باعث ایجاد تفرقه و تشدد آرا بین کشورهای مخالف ایران گردید اما اکنون انسجام محکمی بین کشورهای دشمن ملت ایران بوجود آمده است.
قبل از سخنان خورشیدی، دکتر سلیم اموئی میلان نماینده اکراد منطقه، اکبر رفاهی رئیس ستاد نسیم شهرستان ماکو و دکتر فیروز شیرپور رئیس ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در شهرستان ماکو در سخنان کوتاهی ضمن دعوت مردم به شرکت در انتخابات، گزارشی از وضیعت شهرستان را ارائه کردند.
بعد از این مراسم دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی در شهرستان ماکو با شرکت مردم این شهر افتتاح گردید.
با نام و یاد خدای مهربان
خاتمي و موسوي در همايش موج سوم

در سومين همايش موج سوم که با سخنرانی پرشور خاتمی آغاز شد، جمعی از شخصیت های برجسته ترین شخصیت های اصلاح طلب نیز به حمایت از میرحسین موسوی سخنرانی کردند.
به گزارش خبرنگار "كلمه" ، در اين همايش میرحسین موسوی بعد از سخنان خاتمي مير حسين موسوي به اتفاق همسر خود ،دكتر رهنورد به روي صحنه رفت و در كنار خاتمي به نشان اتحاد دستان يكديگر را گرفتند و شال سيزي كه پيشتر از سوي برگزار كنندگان مراسم تهيه شده بود و متبرك به نام حضرت زهرا بود به دو سيد اصلاحات اهدا شد.
ميرحسين موسوي پس از سخنراني سيدمحمد خاتمي گفت: از آقاي خاتمي بابت محبت ايشان نسبت به خودم تشكر ميكنم در اين دو ساعتي كه خدمت شما عزيزان بودم تصاوير بسيار تكان دهنده و عبرتآميز ي را در كليپها ديدم و همچنين صحبتهاي بيسار مهم و اساسي را شنيدم. در يك جمله ميگويم كه همه ما به خاطر يك دغدغه مشترك اينجا جمع شدهايم و براي يك هدف واحد آمده ايم نگرانيهاي ما از يك جنس است.
وي افزود: نگراني ما براي ايران، انقلاب و اسلام است و آنچه من از صحبتهاي برادر بزرگوارم آقاي خاتمي و ديگر دوستانم در موج سوم دريافتم اين بود كه شما بيهوده به ميدان نيامدهايد بلكه دغدغههايي داشتيد و بنده مهمترين آن را احساس عدم امنيت ميدانم.
كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري ادامه داد: كافي نيست كه فقط دولت امنيت داشته باشد انسانها نيز بايد امنيت داشته باشند. بايد همه اقشار كشور ما داراي امنيت باشند و وقتي به آينده نگاه ميكنند احساس آرامش كنند و منظر روشني را ببينند.
وي تصريح كرد : مردم بايد از سياستها و تصميمات احساس امنيت كنند و آنها به اين دليل طبيعي است كه به دنبال آزادي از ترس و رهايي از نياز باشند. ما در تمام اين زمينهها مشكل داريم.
موسوي افزود: وقتي به مسائل جوانان و ملت خودمان كه مشكل مسكن، اشتغال، بيكاري، گراني و احتياط است نگاه ميكنيم ميبينيم كه در تمام اين زمينهها مشكل داريم.
در ميان سخنراني ميرحسين موسوي حاضران فرياد زدند آزادي و ميرحسين پاسخ داد به اين نكته هم در صحبتهايم ميرسم.

رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی گفت: عدم توجه و بی احترامی سران بعضی از کشورها در اجلاس ژنو به سخنان احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان، بی احترامی به ملت غیور و همیشه در صحنه جمهوری اسلامی ایران بود.
به گزارش خبرنگار سایت خبری هم آوا، عباس خورشیدی در مراسم آغاز به کار دفتر ارتباطات مردمی مهندس موسوی در شهرستان سلماس که با حضور اقشار مختلف مردمی و اصناف و دانشجویان برگزار شد با بیان مطلب فوق افزود: مشاوره های اشتباه رئیس جمهور توسط برخی افراد در خصوص سیاستهای خارجی علت اصلی این اقدامات سران برخی کشورها شده که نتیجه آن بی احترامی و توهین به یک ملت، آن هم ملت غیور و فهیم ایران است.
وی با بیان اینکه نقد امور مختلف برای بهتر شدن است، اظهار داشت: نباید در مقابل بدخواهان نظام جمهوری اسلامی در جهان کاری انجام شود یا حرفی گفته شود که بهانه ای به دست این بدخواهان داده شود، بلکه باید به دنبال حرکاتی به نفع مردم و نظام بود.
خورشیدی با بیان اینکه لیاقت مردم ایران بالاتر از نحوه فعلی مدیریت دولت نهم است، تصریح کرد: مهندس موسوی بارها گفته اند که در دولت های قبلی هم ایراداتی وجود داشت، اما اکنون ایشان نسبت به آینده نظام احساس خطر می کنند و همین روند بی توجهی ها به قانون، افزایش نرخ تورم، سیاست های اشتباه خارجی، عدم توجه به وضعیت معیشتی مردم، باعث شد تا دوباره به صحنه باز گردند.
وی بیان داشت: بر این باوریم که کشور چهار سال باارزش را از دست داده، فرصت طلایی که از لحاظ درآمدهای نفتی به دست آمده بود، چرا نباید در عرصه سیاست خارجی دوست جدیدی پیدا کنیم و این سیاست خارجی نباید براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت مردم باشد.
خروشیدی با اشاره به اینکه کشور باید وارد بازی برد برد با جهان شود، خاطرنشان کرد: نباید با دشمن تراشی برای مردم نجیب ایران، مشکل و هزینه ایجاد کنیم و در برقراری ارتباط با سایر کشورها منفعت ملی و نظام را همیشه مد نظر قرار دهیم.
وی با انتقاد از نظام بانکی فعلی نیز گفت: در طول چهار سال گذشته نظام بانکی شوک های عظیمی را تجربه کرد و هم اکنون هم دائم در تغییر و تحولات به گونه ای که یک سرمایه گذار، چه داخلی و چه خارجی، به دلیل اینکه نمی داند فردای آغاز سرمایه گذاری اش چه بلایی از سوی نظام بانکی بر سرش خواهد آمد سرمایه گذاری نمی کند.
رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در آذربایجان غربی در ادامه با اشاره به ضرورت تغییر در روند مدیریت کشور اظهار داشت: استعدادها و ظرفیتهای عظیم کشور ایران نیازمند این تغییر هستند و امیدواریم با حرکت مسئولانه خود در انتخابات سرنوشت آینده مملکت را به صورت صحیح رقم بزنیم، چرا که با در خانه نشستن و رای ندادن موجب حاکم شدن ایده هایی خواهیم شد که دودشان به چشم خودمان خواهد رفت.
دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در شهرستان سلماس افتتاح شد/هم آوا
با نام و یاد خدای مهربان

سومین همایش «موج سوم» (گردهمایی حامیان خاتمی و موسوی) به میزبانی «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی و موسوی» روز چهارشنبه 9 اردیبهشت ماه 1388 از ساعت 17 الی 20 در تالار همایشهای برج میلاد (جنب برج میلاد تهران) برگزار می شود.
هسته مرکزی «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» از عموم پویشگران «موج سوم»، فعالان و نخبگان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و جوانان حامی خاتمی و موسوی دعوت کرده است تا در سومین همایش «موج سوم» شرکت کنند و خبر برگزاری این همایش را از طریق ایمیل و پیامک به دوستان و آشنایانی که مایل به شرکت در این گردهمایی هستند برسانند.
علاوه بر سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی که برای اولین بار پس از اعلام نامزدی موسوی در کنار یکدیگر در یک همایش شرکت می کنند، تعدادي از برجسته ترين نخبگان حامي موسوی در انتخابات ریاست جمهوری به نمایندگی از گروه های مرجع مختلف به ایراد سخن می پردازند و و حمایت خود را از نامزدی میرحسین موسوی اعلام می کنند.
با نام و یاد خدای مهربان
ایرانی پیشرفته با قانون ، عدالت و آزادی

با نام و یاد خدای مهربان
برایتان چه بگویم به سنگ می مانیم
جرس اگر بنوازند لنگ می مانیم
شبی که عشق بیاید غریب خواهد ماند
از پاک مردیمان بی نصیب خواهد ماند
برایتان چه بگویم درد بسیار است
نبود و بیهوده گفتند مرد بسیار است


با نام و یاد خدای مهربان
بعضیها احتیاجی به ستاد ندارند و همه كشور ستاد آنهاست و بعضی دیگر در تامین مالی ستادهایشان دچار مشكل هستند
آنچه هست باید تغییر كند

* ما در موقعیتی هستیم كه آنچه هست باید تغییر كند و این تغییر در جهت ارزشهاست؛ چراكه وضع موجود متناسب با ارزشها و آن چیزی نیست كه امام(ره) میخواست. تغییر به معنای بازگشت به اصول و ارزشها و همچنین مسیری است كه در آن منافع ملی تامین شود و ما همه موظفیم كه در این جهت تلاش كنیم.
*كار دشواری پیشروی ماست ، امكانات به شكل عادلانه تقسیم نمیشود، رقابت برابر نیست، از سویی از همه امكانات ملی و فراملی استفاده میشود و از سوی دیگر از ابتداییترین امكانات برای نامزدها دریغ میشود. آنكه باید صدای همه را به گوش همه برساند در اختیار گروه خاصی قرار میگیرد و برای استفاده از تریبونهای مختلف موانع ایجاد میشود. بعضیها احتیاجی به ستاد ندارند و همه كشور ستاد آنهاست و بعضی دیگر در تامین مالی ستادهایشان دچار مشكل هستند. در این وضع نابرابر رقابت دشوار است اما باید در صحنه حاضر شد.
*چیزی كه میتواند همه معادلهها را به هم بزند حضور گسترده مردم است. من فكر میكنم خیلیها علاقهمندند كه انتخابات بدون شور و شوق برگزار شود و درصد شركتكننده در انتخابات كم باشد؛ چراكه با شركت كم مردم جریانی موفق میشود انتخابات را به نفع خودش تمام كند پس تنها راه حضور مردم است. اگر این حضور پرشور باشد تردید نكنید كه نتیجه انتخابات آنطوری خواهد شد كه به نفع كشور است.به مردم آگاهی بدهید و وضع حساس كشور را تشریح كنید كه حتی یك رای هم در این وضعیت تعیینكننده است.
* من هم معتقدم در نهایت نباید كاری شود كه آرای اصلاحطلبان كه معتقدم اكثریت هستند به نفع طرف دیگر مصادره شود و با تفرق مشكل ایجاد شود. نامزدها برای حضور مردم فراخوان بدهند؛ چراكه هرچه مردم حساسیت لازم را برای انتخابات نداشته باشند، خواست اكثریت هم تحقق نمییابد.
*همه ما موظفیم در صحنه باشیم و مردم تشویق كنیم تا به كسانی رای دهند كه به منافع ملی، سربلندی و اعتلای كشور میاندیشند و میتوانند با مدیریت خود وضع كشور را از وضع فعلی به وضعیت بهتری برسانند.
هاشمی رفسنجانی: مردم نیایند , اقلیت از صندوق در خواهد آمد/نواندیش
نخستین جلسه کمیته سیاسی ستاد مهندس موسوی در آذربایجان غربی تشکیل شد/قلم
آمادگی ستاد مهندس میرحسین موسوی در استان آذربایجان غربی جهت دریافت کمکهای مردمی/هم آوا
با نام و یاد خدای مهربان
نباید از آزادی بترسیم
میرحسین موسوی در جمع هزاران تن از مردم مشتاق خراسان رضوی، از کنار گذاشته شدن مدیران باتجربه، بی اعتمادی به مردم و به ویژه جوانان و دانشجویان و همچنین خوف عده ای از آزادیخواهی ملت انتقاد کرد.

* یکی از مولفههای اصلی ایران پیشرفته، قدردانی از مدیران و تکیه بر کسانی است که در این کشور خدمت کرده و میکنند.
* نظامی که قدر فرزندان خود و کسانی که برای این کشور زحمت کشیدهاند را نداند به پیش نمیرود.
* متاسفانه در مدتی کوتاه هزاران مدیر را کنار گذاشتیم، مدیرانی که شبیه سردارانی بودند که همه میشناسیم و فرزند گفتمان انقلاب بودند و در یک دفاع مقدس شجاعانه شرکت کردند.
* چرا این نیروها را تلف کردیم و کنار گذاشتیم؟ چرا وقتی این مدیران را از نظام اجرایی کشور تسویه میکردیم، دلمان نسوخت؟
* چرا با وجود اینکه بیست سال از جنگ گذشته، هنوز در سال های اخیر در خوزستان مشکلات جدی داریم؟ چرا صنعت قند و نیشکر ما رو بهنابودی است و چرا پروژههای بزرگ در کشور متوقف شدهاند؟ چرا کارخانههای قند ما متوقف شده و مزارع نیشکر ما به دلیل واردات بیرویه شکر در حال نابودی است و آیا این نتیجه روی آوردن به مدیرانی بیعلاقه به سرنوشت ملی خودشان نیست؟
* من شهادت میدهم، همه آن مدیران باتجربه کافی بود، بدانند قرار است برای پیشرفت کشور کار کنند، آن وقت با هر دولتی که روی کار میآمد، همکاری میکردند زیرا آنها متعلق به آن جناح نبودند و یاد گرفته بودند برای کشور کار کنند.
* سیاستهای اصلی این نظام باید تا اندازه ممکن از سرنوشت دولت ها مستقل شوند نه اینکه هر سال و هر روز این سیاستها را عوض کند.
* ما به همه کسانی که در کشور کار میکنند و پست و مقامی دارند میگوییم که عزت مردم را هدف نگیرید و مردم را بزرگ بدارید.
* کمک به مردم حق آنهاست ولی باید طوری عمل کنیم که احساس کنند حق خود را گرفتهاند نه اینکه با بذل و بخشش آنها را تحقیر کنیم.
*مردم زمانی حاضرند جان بدهند، در برابر مشکلات صبر کنند و در خلاقیت عمومی شرکت کنند که به آنها اطمینان و اعتماد شود؛ چیزی از آنها مخفی نگه داشته نشود و دولت اسراری برای پنهان داشتن از مردم نداشته باشد و هیچ ابهامی باقی نگذارد.
* این وظیفه ما و حق مردم است و ودیعهای است که به آنها برگردانده میشود. نفت و بودجه مال مردم است و نمیتوانیم در یک بذل و بخشش، بخشی از آنها را به مردم بدهیم و اطلاعات گردش این مبالغ را ارائه نکنیم.
* میخواهم از شهید مطهریها، دکتر شریعتیها و شهید هاشمینژادها یاد کنم. همه اینها، آزادی را فریاد میکردند؛ شما آثار شهید مطهری و مرحوم دکتر شریعتی را بخوانید، خواهید دید که همه آنها دغدغه حرمت و کرامت انسان ها و دغدغه آزادی داشتند؛ همان طور که به طور مثال در کتاب "پدر و مادر ما متهمیم" دکتر شریعتی عنوان شده که اگر میخواهیم از فضای سنگین رژیم شاهنشاهی خلاص شویم باید جوانها را دریابیم.
*آزادی شعاری نیست که از آن خوف داشته باشیم ،حضرت امام (ره) بزرگترین منادی آزادی بود و ما آزادی را از ایشان یاد گرفتیم. آزادی زاده عدالت و اسلام ناب محمدی است و ما نباید از این مساله بترسیم. باید به گفتمانی برگردیم که شخصیتهای مختلف بتوانند آزادانه مناظره و عقایدخود را بیان کنند.
با نام و یاد خدای مهربان
روایت سایت قلم از سخنان عبدالعلی زاده و خورشیدی در مراسم افتتاح دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی


سخنرانی عباس خورشیدی (رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در استان آذربایجان غربی):
در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جنبش سیاسی و اجتماعی مردم ایران وارد مرحله جدیدی شده است