با نام و یاد خدای مهربان
به نظر من،آیت الله توسلی فوت نکرد بلکه رحلتی شهادت گونه داشت.

محمد هاشمی،عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام،در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی به خبرنگار عصرایران گفت: براساس آیین نامه مجمع تشخیص،هرکدام از اعضا می توانند در صورت تمایل، قبل از شروع جلسه رسمی-که با تلاوت قرآن صورت می گیرد-در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و صبح امروز نیز،در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی،قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت،مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفت قصد بیان چند جمله ای را دارد.
هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند،خاطره ای را از دوران حیان حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد،که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند،از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می خواستند و امام در رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: "از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده ام،آن چیست؟" که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها،امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید .
هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود،و با استناد به آنها سخن می گفت،مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب،فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر،سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود ، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.
متن نطق ناتمام آیتالله توسلی در مجمع تشخیص
پیام های تسلیت به مناسبت درگذشت آیت الله توسلی
آیت الله توسلی و مرگ ناگهانی اش در مجمع تشخیص مصلحت/ابطحی
|
با نام و یاد خدای مهربان | |||||
|
بخشی از سرمقاله کیهان (چهارشنبه ۲۴ بهمن) : ديروز،سايت اينترنتي «نوسازي» كه يك سايت وابسته- و يا نزديك- به دولت نهم است و از آغاز راه اندازي تاكنون به حمايت از دولت و دفاع از مواضع و عملكرد آن مشغول بوده و هست،در يك اقدام غيرمنتظره كه فقط مي توان آن را «شرم آور» دانست به حجت الاسلام سيدحسن خميني حمله كرد و با جملاتي زشت و بي ادبانه ابراز تاسف اخير ايشان درباره رد صلاحيت برخي از نامزدهاي نمايندگي مجلس- احتمالا نامزدهاي حزب مشاركت- را به باد اعتراض گرفت. آنچه در يادداشت سايت نوسازي عليه نوه امام راحل(ره) آمده است به اندازه اي زشت و مشمئزكننده است كه واگويه آن نيز دور از ادب و بي حرمتي به بيت معظم امام راحلمان رضوان الله تعالي عليه تلقي مي شود و معلوم نيست گردانندگان سايت ياد شده با چه انگيزه و در پي كدام مقصود به اين اقدام ناروا دست زده اند؟! ................................................................................ | |||||
|
آيتالله العظمي صانعي طي نامهاي از مواضع انديشمندانه حجتالاسلام و المسلمين حاج سيد حسن خميني تقدير و تشكر کرد. این مرجع تقلیدخطاب به بدخواهان تاكيد كرد كه سكوت فرزندان امام و انقلاب هم حدي دارد كه در موقع لزوم ناگفتهها و حركتهاي منافقانه دشمنان حيلهگر و عوامفريب را بيان داشته تا عرق شرم بر پيشاني داعيهداران چند چهره بنشيند. متن نامه آيتالله العظمي صانعي به حجتالاسلام و المسلمين حاج سيد حسن خميني را در ادامه مطلب بخوانید. |
توضیح دفتر "یادگار امام" درخصوص اخبار برخی سایت ها
ریشه یابی اهانت به حاج حسن آقای خمینی/محمدعلی ابطحی
انصاری: به دليل برخي باندبازيها وصيتنامهي امام زير پا گذاشته ميشود
واکنش نمایندگان مجلس به هتاکی به بیت امام
کیهان : گردانندگان سایت نزدیک به دولت یا "نفوذی اند" یا "نادان"
ميردامادي: اگر حريم حضرت امام (ره) شكسته شود چيزي از نظام باقي نخواهد ماند
آیت اله نورمفیدی: مگر سیدحسن خمینی چه گفت که این چنین بر او تاختند؟
بیانیه مجمع روحانیون درخصوص رد صلاحیت ها و اهانت به یادگار امام
حسام شیرازی وبلاگ نویس خوب و با اخلاق شهر ما امروز با درج یادداشتی در موج سوم از دنیای جالب اما پردغدغه وبلاگ نویسی خدا حافظی کرد.من بعد از تصمیمش با او صحبتی نکرده ام،دیروز عصر چند دقیقه با هم بودیم،صحبت از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان بود.
می گفتیم این آقایان چطور به اصلاح طلبان بفهمانند که آنها را نمی خواهند! چرا دست بردار نیستند؟! حسام صحبتی از تعطیلی وبلاگش نکرد اما من به وضوح آزردگی و خستگی را در چشمانش حس می کردم.تلاشهای او در نهادهای مدنی،برگزاری نشستهای وبلاگ نویسان و نیز تشکیل مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب از یاد دوستانش نخواهد رفت.با خواندن متن خداحافظی حسام نمی دانم به رسم معمول از او خواهش کنم که در تصمیمش تجدید نظر کند یا نه؟ بهتر است شما نیز بخوانید و نظرتان را بگویید.برای حسام در هرجا که باشد موفقیت و سربلندی مستدام آرزو می کنم:
من مرغ لاهوتی بدم ،ديدی که ناسوتی شدم/خداحافظی حسام
****************************************************
با نام و یاد خدای مهربان
ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران گرامی باد.
با نام و یاد خدای مهربان

رقابت در انتخابات عملا" منتفی شده است.
من صلاحيت ندارم ، تو صلاحيت داري. من سياهپوستم و تو سفيد پوست. من اگر كاري انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصميمي كه بگيري بنا بر مصلحت و تدبير است. من اگر به عرصة سياست بيايم قصدم قدرت طلبي است و تو اگر بيايي نيتي جز خدمت به خلق خدا نداري.
من اگر براي 50 نفر در يك محفل كوچك سخن بگويم جنجال تبليغاتي به راه انداخته ام و تو اگر ...
| ||||||||||||||||||
با نام و یاد خدای مهربان
پیرمردی صبح زود از خانهاش خارج شد.در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند؛ سپس به او گفتند:"باید از تو عکسبرداری بشه تا جایی از بدنت دچار آسیب و شکستگی نشده باشه"
پیرمرد غمگین شد و گفت : من عجله دارم ، نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از حرف مرد تعجب کردند و از او دلیل عجلهاش را پرسیدند .
پیرمرد گفت: زنم در خانه سالمندان است ، هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم ، نمیخواهم دیر شود ، من باید به اون برسم!
پرستاری به او گفت: خوب ما به او خبر می دهیم که شما در بیمارستان هستید تا نگران نشود.
پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متأسفم ، او آلزایمر دارد ، چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمیشناسد !
پرستاران با حیرت گفتند: وقتی که نمیداند شما چه کسی هستید ، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: او نداند من کیستم ، اما من که میدانم او چه کسی است ...!