با نام و یاد خدای مهربان
سید محمد خاتمی در تبریز گفت:
هيچكس و هيچ مقامي حق ندارد هيچ انساني را با هر عقيده و مقامي وقتي كه بگويد قانون اساسي را قبول دارد و معتقد به آن است و مرتكب جرمي كه در دادگاههاي صالحه به اثبات رسيده است،نشده از حق انتخاب شدن و انتخاب كردن محروم كند.اينكار به هر نام و هر بهانهاي كه باشد مخالف با روح قانون اساسي است و با صراحت بگويم خلاف شرع مقدس اسلام البته با ديدگاه و روايتي است كه امام بزرگوار به ما داده است.


در تبریز چه گذشت؟(پارلمان هشتم)
گزارش تصویری مهر
با نام و یاد خدای مهربان


با نام و یاد خدای مهربان
اول:
روز پنج شنبه به همراه برخی دوستان در جلسه ای که میزبان آن مسئولان ارشد حوزه سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان غربی بودند،شرکت کرده بودیم.در آن جلسه پس از تبادل نظرات مختلف در مورد انتخابات مجلس هشتم،مسئولین صراحتا"اعلام کردند نگرانی از سلامت انتخابات که از سوی اصلاح طلبان مطرح می شود موضوعیت ندارد.آنان تاکید کردند که در احراز صلاحیتها چیزی جز آنکه در قانون ذکر شده مد نظر قرار نخواهد گرفت.
امیدواریم در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نمود عملی این صحبتها نیز تحقق یابد و با حضور همه تفکرات و سلائق قانونی،مشارکت مطلوبی برای انتخابات فراهم شود.
دوم:
روز جمعه نیز جمعی از به قول دوست خوبم فروزان"بانیان و راهبران اصلاح طلب استان"دور هم جمع شده بودند که حاصل آن تصمیم گیری در خصوص ایجاد مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب استان آذربایجان غربی بود.
من نیز به عنوان عضو کوچکی از آن جمع همراه با دیگر عزیزان تمام تلاشم را برای شکل گیری و اعتلای مجمع به کار خواهم بست.
با نام و یاد خدای مهربان
سال ۱۳۷۳ به همراه دوستان دیگری از دانشگاههای استان در مرحله کشوری جشنواره فرهنگی هنری دانشجویان سراسر کشور شرکت کرده بودیم.مرحله نهایی در دانشگاه گیلان برگزار می شد.در این جشنواره دانشجویان در بخشهای شعر،سخنرانی،داستان،مقاله و ... با همدیگر رقابت می کردند.
دو سه روزی که آنجا بودیم برای من هنوز هم خاطره انگیز است.آقای طاهری استاندار وقت گیلان بودند سخنرانی جالبی کردند،به ویژه برای من که در بخش فن بیان(سخنرانی)شرکت کرده بودم آموزنده بود.بعد از نشستهای رسمی،شبها در خوابگاهها و محوطه سرسبز دانشگاه نشستهای غیر رسمی نیز برپا بود.در یکی از شبها شاعر بزرگواری(اگر درست به خاطر داشته باشم آقای جلال محمدی)با صدای پرشور خود شعری در قالب مثنوی خواند که با توجه به فضای کشور در آن دوران خیلی مورد توجه قرار گرفت.با آرزوی توفیق برای ایشان ابیاتی از آن مثنوی بلند را برای شما بازگو می کنم :
شب تا سحر در آتش اندوه بوده ام
شعری دگر به لهجه مردم سروده ام
هزار بار خود را من آزموده ام
مرد سکوت و سکه و سازش نبوده ام
ای مردم صبور من ای مردم نجیب
ای مردم شکسته دل ای مردم غریب
اول:


با گرامی داشت یاد و نام شهدای ۱۶ آذر،روز دانشجو را به همه دانشجویان عزیز تبریک می گویم. یاد سید محمد خاتمی نیز به خیر که در آخرین سال حضورش در مراسم روز دانشجو،در پاسخ به اخم دانشجويان كه می گفتند"همش حرف" لبخندی زد و گفت:
" بعد از اين كساني ميآيند كه عمل ميكنند و شما نتيجه عملشان را خواهيد ديد."
با نام و یاد خدای مهربان
آقای سعید پورحیدر در وبلاگ پرطرفدارش(فریاد خرداد)گفتگویی را با جناب آقای خورشیدی آخرین معاون سیاسی دولت اصلاحات در استان آذربایجان غربی انجام داده است.
آقای خورشیدی در این گفتگو با اعلام اینکه "رقبای اصولگرای ما بدون کمترین دغدغه و نگرانی از بررسی صلاحیتها از مدتها پیش فعالیتهای انتخاباتی خود را آغاز کرده اند" از این موضوع که "ممکن است این بار هم در بررسی صلاحیتها تنگ نظریها و اعمال سلیقه های سیاسی بیشتری انجام شود" اظهار نگرانی کرده و تاکید نموده است که "یکدست شدن هیاتهای اجرایی و نظارت به لحاظ سیاسی باعث افزایش این نگرانیها می شود."
خورشیدی در عین حال ابراز امیدواری کرده که "یک خردجمعی حاکم شود و هیاتهای اجرایی و نظارت بتوانند به قانون عمل کنند." او در این گفتگو هشدار داده است که: "کوچکترین تخلفی را مستندسازی و پیگیری حقوقی خواهیم کرد و افکار عمومی را نیز درجریان خواهیم گذاشت."

سوابق فکری و سیاسی آقای خورشیدی همراه با سلامت نفس و وزانت سیاسی،او را به محوری ترین چهره اصلاحات در استان آذربایجان غربی تبدیل کرده است.معتقدم او مصداقی از "وفا کنیم و ملامت کشیم و دم نزنیم" است.احترام زیادی برای ایشان قائلم و به دوستی با او افتخار می کنم.مشروح گفتگو را در اینجا مشاهده فرمایید.
دنیای بچه ها دنیای شگفت انگیزی ست.با صهبا قرار شد به گل و گشت برویم.بهانه اش هم ژاکت زمستانه ای بود که مریم و محمد برای تولد صهبا خریده بودند.به صهبا کوچک بود.در این جا فروشنده ها وقتی می بینند جنسی را پس آورده اید،نه تنها اخم نمی کنند.بلکه با روی باز رفتار می کنند. اصلا در قسمتی از فروشگاه محلی را پیش بینی کرده بودند برای پس گرفتن اجناس.
صهبا نگاهی به باغچه ای کرد که نیمی از چمن هاش را تازه کوتاه کرده بودند.گفت:ما خیلی خوشبخت هستیم که چمن نیستیم. اگر بودیم وقتی قدمان بلند می شد ما را می زدند!
گفتم پس صهبا خانوم دو تا قصه برات تعریف کنم:
اول: می گن در روزگار قدیم توی مصر یه پادشاه خیلی ستمگری بود . چون قد خودش کوتاه بود، از آدم های قد بلند بدش می آمد.کسی حق نداشت قدش از قد حاکم بلند تر باشه؛ اگه نه پاهاش را ارّه میکردند. بعضیا می گن اسم اون حاکم ابوالهول بود. همه ازش می ترسیدن.قد بلندا قایم می شدند یا فرار می کردند،یا موقع راه رفتن قوز می کردند. اونقده قوز کرده بودند که دیگه نمی تونستند،صاف بایستند.
دوم: سال ها پیش توی چین یه رسم خیلی عجیبی بود،مردا دوست داشتن که پنجه پای دختران کوچک باشه. کفش چوپی پای دختر هاشان می کردند. تا اندازه پاها ثابت بماند...
قصه سوم را برای صهبا نگفتم.دکتر کلانتری وزیر کشاورزی بود.دانشگاه هم درس می داد.می گفت، خارج از کشور بودم یکی از دانشجوهام که برای ادامه تحصیل به خارج آمده بود. در میان جمع بود. احوالپرسی کردم.نتوانستم شگفتی ام را پنهان کنم.به شکل چشمگیری قد کشیده بود. یک سر و گردن بالاتر رفته بود. گفتم ماشاالله چه قدی کشیدی، هوای اون بالا چطوره! گفت.اینجا که مدام توی سر آدم نمی زنند!
باغچه ای که صهبا نگاه می کرد، قسمتی که هنوز چمنش را نزده بودند، سبز تر بود...
با نام و یاد خدای مهربان
این دل به درد آمد از غم های کوچک
گم می شوم در میان آدم های کوچک
سرمایه احساس من مشتی دوبیتی است
عمری است می بالم به این غمهای کوچک
گلبرگ ها هم پاکی ام را می شناسند
مثل تمام قطره شبنم های کوچک
با آنکه بیهوده است اما می سپارم
زخم بزرگم را به مرهم های کوچک
پیچیده بوی محتشم مثل نسیمی
در سینه هامان این محرم های کوچک
غمهای ما به اندازه دریا بزرگ است
ما را نمی فهمند آدم های کوچک
با نام و یاد خدای مهربان
امروز در روزنامه دنیای اقتصاد خواندم که معاون اول رييسجمهوري در جمع استادان بسيجي دانشگاههاي كشور برخي تدوينكنندگان برنامههاي توسعه اول تا چهارم را"نامحرم" خوانده و گفته است:" در تدوين برنامههاي پنج ساله قبلي كشور، نامحرمان حضور داشتند و تلاش كردند بر اساس اومانيسم و سكولاريزم غربي، انديشههاي خود را وارد برنامههاي كشور كنند."
در ذهنم فهرستی از نامحرمان مدنظر داودی را با به اصطلاح محرمان امروز که سازمان مدیریت و برنامه ریزی را از هم پاشیدند مرور می کردم و تاسف می خوردم که چگونه کسانی که تمام توان خود را در نظام برنامه ریزی برای توسعه و اعتلای کشور بکار گرفته بودند اینچنین مظلومانه در معرض اتهامهای ناروا و ناجوانمردانه قرار گرفته اند.با عذرخواهی از همه بزرگورانی که به نحوی در تهیه و تدوین چهار برنامه توسعه نقش داشتند به ویژه کارشناسان امین و دلسوز سازمان مدیریت و برنامه ریزی و ضمن اظهار تاسف و تعجب از شان علمی آقای داودی (کسی که رييس ستاد تدوين برنامه پنجم توسعه نيز هست) برخی افاضات ایشان را در اینجا می آورم و از مشفقان توسعه کشور می پرسم که با تحلیل هایی از این دست بدنه کارشناسی سازمان منحله! مدیریت و برنامه ریزی دردهای ناگفته شان را کجا برند و داد خود را پیش کدام داور اندازند؟
............................................................................................................................
-درتدوين برنامههاي پنج ساله قبلي كشور، نامحرمان حضور داشتند و تلاش كردند بر اساس اومانيسم و سكولاريزم غربي،انديشههاي خود را وارد برنامههاي كشور كنند.
- اين نامحرمان قصد نفوذ در برنامههاي كشور را داشتند كه «بوي تعفن آنها» هر بسيجي را آزرده ميكرد، ولي روحيه بسيجي مانع نفوذ آنها شد.
-در مقاطع قبلي، برخي مسوولان رده بالاي كشور با آنان برخورد كردند،ولي اين افراد بيكار ننشستهاند و براي ورود مجدد تلاش ميكنند.
- در تدوين برنامه پنج ساله آينده كشور «رگههاي پوسيدهاي از غرب» كه ميان «دانشجويان، متفكران و استادان» كشور وجود دارد، خشكيده می شود.
...................................................................................
سه انگشتی ها/ یادداشتی از خانم ابتکار در پاسخ به داودی
با نام و یاد خدای مهربان
سید محمد خاتمی در سفر به مشهد :

- ما خواستارحضور مردم در انتخابات و تشكيل مجلسی آگاه مومن،شجاع،دارای درك كارشناسانه و آشنا به مطالبات مردم اعم از حقوق و آزادی ها و نيازها،تلاشگر براي حفظ اسلام و عزت ملت،دفع توطئهها از كشور،ارتقا ظرفيت و شخصيت ملت و كشور در عرصههای جهانی هستيم. ملت با همه وجود براي ايجاد چنين مجلسی تلاش كند و همه مسوولان و دستاندركاران به دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي و راه امام ، راههای برگزاری انتخاباتی سالم و آزاد را فراهم كنند.
- ما به نام جمهوری اسلامی مخالف فساديم و معتقديم بدترين فساد،دروغ، تحقير و جلوگيری از رأی آزادانه مردم است.
- ما به عنوان يك مسلمان و انقلابی و انسانی كه خواستار عزت و عظمت اسلام و مسلمانان است از حقوق و آرای مردم دفاع میكنيم.
- ما خواستار پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور بر مبنای مشاركت و حضور همه جانبه مردم هستيم.
- ما خواستار عدالت هستيم اما عدالت به معنای توزیع فقر نيست و جامعهای می خواهيم كه در آن ثروت باشد اما اين ثروت عادلانه توزيع شود.
- ما معتقد به دفاع از راه امام خمينی(ره) و جمهوری اسلامی هستيم و كساني را دلبسته انقلاب نمیدانيم كه حاصل انقلاب يعنی جمهوريت نظام اسلامی را قبول ندارد.