محسن آرمين،سخنگو و عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران طي يادداشتي كه به عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد روز 29 مهرماه به چاپ رسيده است به بررسي و تحليل دلايل و پيامدهاي استعفاي علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي پرداخته است.
متن اين يادداشت به شرح زير است:
....................................................................................................
بالاخره خبر استعفاي آقاي لاريجاني که بلافاصله پس از بازگشت پوتين از تهران صورت گرفته بود،با سه روز تاخير رسماًً اعلام شد.از زماني که لاريجاني در نقد سياست هسته يي دوران اصلاحات و توافقات سعدآباد و پاريس گفته بود در غلتان داديم و آب نبات گرفتيم تا زماني که وي در پرونده هسته ای به نتايجي کم وبيش مشابه راهکارهاي دوران اصلاحات رسيد، زمان زيادي گذشت. در دنيايي که روزها و بلکه ساعت ها تعيين کننده تحولات بين المللي هستند، زماني به درازاي دو سال و سه سال البته زمان کمي نيست.
با نام و یاد خدای مهربان
خبرگزاریها گزارش دادند:"سرانجام پس از دو هفته اخبار غير رسمي و محرمانه،دکتر علی لاریجانی نماینده رهبر انقلاب در شورای امنيت ملی و مسئول پرونده هستهای که قريب دو سال عهدهدار اين پرونده بود،کنار گذاشته شد."

خبر رفتن آقای لاریجانی با هر منشاء و دلیلی که باشد دراین موقعیت خبرخوبی نیست.حتی اگر تئوری"در غلتان دادیم،آب نبات گرفتیم" ایشان از سر انصاف ادا نشده باشد باز هم علی رغم همه تندروی هایی که در داخل هست حضور آقای لاریجانی در مذاکرات هسته ای هم تعدیل کننده بود و هم امید بخش.
با نام و یاد خدای مهربان
تداخلها و تناقض های قانونی یکی از نارسایی هایی است که ساختار اجرایی کشور ما به شدت از آن رنج می برد.دیروز به یکی از این موارد برخورد کردم که برایم خیلی عجیب بود.قانون مدیریت خدمات کشوری - که پس از تایید شورای نگهبان با امضای رئیس مجلس شورای اسلامی در تاریخ۲۴/ ۷/۸۶ به رئیس جمهور جهت اجرا ارسال شده است - را مطالعه می کردم.ماده ۱۲ این قانون که همراه با سایر مواد مقدماتی به تعاریف می پردازد چنین است:
ماده۱۲ - منظور از سازمان در این قانون سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور می باشد.
البته غیر از این ماده در مواد متعدد دیگری نیز وظایف گسترده ای به عهده این سازمان گذاشته شده است. همچنان که استحضار دارید رئیس جمهور محترم در اوایل امسال با استناد به اصل ۱۲۶ قانون اساسی سازمان مدیریت و برنامه ریزی را منحل کرد و به لحاظ حقوقی دیگر اطلاق عبارت سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به آن مجموعه وجاهت قانونی ندارد.بر این اساس این قانون معارض با تصمیم رئیس جمهور مبنی بر انحلال سازمان می باشد.
اکنون اگر رئیس جمهور محترم به این قانون عمل کند درحقیقت خلاف ابلاغیه قبلی خود عمل کرده است و گرنه باید طی نامه ای از مجلس بخواهد که این تناقض را اصلاح نماید.البته یک پیش فرض خوشبینانه نیز هست و آن اینکه مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را یا باور نمی کنند و یا قانونی نمی دانند!
فرهاد رهبر، تحصیلات: دکترای اقتصاد، استاد دانشگاه تهران
اولین رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت نهم جزء معدود اقتصاددانان گروه برنامه پنجم است. او همانند دیگر افراد، تخصصی بالایی در زمینه برنامه نویسی توسعه ندارد. تخصص دانشگاهی رهبر اقتصاد خرد است و پایان نامه دانشگاهی اش نیز در رابطه با فساد اقتصادی نوشته شده است.

با نام و یاد خدای مهربان
عید سعید فطر مبارک

در ضمن اگر فرصتی شد خبر جالب سایت عصر ایران با عنوان "فتوای عجیب امام جمعه ارومیه: فقط ما حق داریم نماز عید فطر بخوانیم!"را در اینجا ملاحظه فرمایید.
با نام و یاد خدای مهربان
روز جهاني كودک به همه كودكان مبارک باد.

با نام و یاد خدای مهربان
دكتر فرشاد مومنی یکی از اقتصاددانان کشور در ميزگرد بررسی علل ناكامی برنامههاي توسعهای در ايران كه از سوي روزنامه اطلاعات برگزار شده بود علل ناكارآمدی برنامههای توسعهای- چه در حوزه ايران و چه در مقياس جهانی - را ضعف عنصر دانايی عنوان کرده است.

دکتر مومنی که یکی از نویسندگان نامه اقتصاددانان به رئیس جمهور نیز می باشد در این میزگرد به نقد انحلال سازمان مديريت و برنامه ریزی پرداخته و تاکید کرده است که ضرورت سازمان مديريت در آينده ای نه چندان دور درک می شود.بخشهایی از نظرات ایشان را مرور می کنیم:
-گرچه با قدرت يافتن دولت مركزي در ايران و خصوصا پيروزی انقلاب اسلامي ناامنیهای عمومی به طور چشمگير كاهش يافت ولي ناامنی در سرمايههای اجتماعی هنوز هم به صورت ريشهدار وجود دارد.نمونه بارز اين ناامنی در مجموعه برخوردهايی است كه با سازمان مديريت و برنامهريزی صورت گرفت.
-واقعيت اين است كه سازمان مديريت و برنامهريزی كشور با پتانسيل بالاي كارشناسی و كوهی از تجربه نظارتی و تدوين برنامه خود از ناامنی و اختلال در حفظ سرمايههای اجتماعی ضربههای شديدی خورده است كه انحلال اين سازماندر حكم شليك تير خلاص بر پيكره اين مجموعه عظيم كارشناسی بود.
-با وجود تمامی مشكلات و چالشهای فراوانی كه سازمان مديريت و برنامهريزی با آن مواجه بوده به اعتقاد من سازمان مديريت و برنامهريزی يكي از درخشان ترين نهادهايی است كه ازابتدا و اساسا" ماهيت برنامهريزی داشته است و در عين حال كانون يكی از برجستهترين سازمانهای انباشت ذخيره دانش در كشور است.
- بیترديد انتقادات فراوانی نسبت به عملكرد سازمان و برنامه های تدوين شده از سوی آن وارد است ولی برخورد صورت گرفته با سازمان مديريت و برنامهريزی بدترين برخوردی بود كه براي حل چالشهای آن میتوانست انتخاب شود و بدنه مديريت اقتصادی كشور در آينده نه چندان دور و با كاهش قيمت نفت بيش از پيش ضرورت وجود چنين نهادی را درك میكند.
- بسياری از نارسايیهای موجود در برنامههای تدوين شده از سوی سازمان مديريت ناشی از عوامل بيرونی بود كه به اين سازمان فشار آورده است .
كشور ما به دلايل متعدد در حوزه مسائل بنيادين توسعه، اجرا و برنامهريزی توسعه از مشكلات و محدوديتهایی فراوانی رنج برده و میبرد و تمامی اين چالشها در كنار فاكتور بسيار تاثيرگذار ناامنی سرمايههای اجتماعی دست به دست می دهد و تحقق برنامههای توسعهای را دچار اخلال میكند.
- تشكيك و مقاومت در برابر اصل ضرورت برنامهريزی يكي از اين معضلات است و در طول انقلاب با كمال شگفتی شاهد بوديم كه ديدگاههاي تحجرآلود مذهبی با همراهی عجيبی كه ديدگاه نئوكلاسيك اقتصادی از خود نشان دادهاند در برابر اصل انكارناپذير ضرورت برنامهريزی برای كشور مقاومت كردند و هنوز با گذشت ربع قرن از قرن 21 بر نظرات پوچ و متحجر خود پافشاری میكنند.
-متاسفانه مقوله برنامهريزی نيز دركشور ما درگير پارادوكس همه يا هيچ شده است و دولتها با اولويت دهی به گرايشهای سياسی خود و رقبای قبلی و بعدی،دستاوردها و سرمايههای گرانبهای اجتماعی را به راحتی ناديده می گيرند.
- برخلاف اين تصور غلط كه تامين منابع مالی براي توسعه كافی است،بايد به اصول اقتصاد و برنامهريزی توسعه تن داد و پذيرفت كه اعتقاد و الزام به برنامههای تدوين شده يگانه راهحل حركت به سوی توسعه كشور است.
با نام و یاد خدای مهربان
دراین سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند
نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شود
که خنجرِ غمت از این خراب تر نمی زند!
چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زند!
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درختِ تر کسی تبر نمی زند
(ه.ا سایه)
با نام و یاد خدای مهربان
ایام شهادت امیر مومنان حضرت علی (ع) را به پیروان آن حضرت تسلیت می گویم.یکی از دوستانم جمله جالبی برایم فرستاده بود که خواسته و نیاز همه ما در این شبهای ارزشمند است:
در این شبها اگر یادتان بود ، وقتی باران گرفت دعایی هم به حال بیابان بکنید.
یاد دکتر شریعتی گرامی باد که می گفت :
"درد علي (ع) دو گونه است: يك درد،دردي است كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس ميكند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمههاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي ميگرييم كه از شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس ميكند.اما اين درد علي (ع) نيست،دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نميشناسيم!"
با نام و یاد خدای مهربان
آقای غلامرضا تاجگردون برای مجموعه همکاران سازمان سابق مدیریت و برنامه ریزی اسم کاملا"آشنایی است.او آخرین معاون اقتصادی سازمان در دولت گذشته بود و افزون بر آن معاون هماهنگی امور استانهای سازمان و نیز ریاست سازمان استان فارس را تجربه کرده بود.
اولین بار ایشان را درسال ۷۶ و درشهر زیبای شیراز ملاقات کردم.برخورد صمیمانه ای که داشت و نیز دیوان حافظی که برایم هدیه داد هنوز هم خاطره انگیز هست.آقای تاجگردون علاوه بر توانمندی های بارز مدیریتی،از نظر اخلاقی نیز شخصیتی ستودنی و قابل احترام هستند.اخیرا"مطلع شدم برخی نوشته هایشان را در سایتشان منتشر می کنند.با آرزوی سربلندی برایشان یکی از نوشته هایشان را با عنوان "سازمان منحله" مرور می کنیم:
سازمان منحله
بالاخره اسم ما هم جز یکی از سازمانهای منحله نوشته شد.در گذشته نه چندان دور یکی از سوالات ثابت گزینش این بود که آیا خودتان یا یکی از اعضاء خانواده تان عضو گروهها یا سازمانهای منحله بوده اید یا خیر؟
ما هم همیشه جوابمان نه بود.از ما که گذشت،باید به فرزندانمان بگوییم اگرچنین سوالی از شما شد نترسید و با افتخار جواب بله را بدهید.چون این منحله از نوع منحله های خوب است که کسی به تو بد نمی گوید. نهایت اینکه بگویند لابد شما هم از فرزندان تباری هستید که به قول آقایان یک سر و سری با آمریکاییها دارید. هر چه هم قسم بخورید که بگویید و ا... بزرگان ما جزء فرزندان انقلاب هستند کسی باور نمی کند.
روز اول که ابلاغ رییس جمهور محترم را در مورد سازمان مدیریت خواندیم با عقل ناقصمان اینطور فهمیدیم که این سازمان منحل شده و از این به بعد باید لقب منحله را برای او بکار ببریم.در روزنامه ها هم این موضوع نوشته شد ولی به شدت تکذیب شد و گفتند نه تنها سازمان منحل نشده بلکه می خواهند در یک ساختار منطقی تر از تمام توانایی آن استفاده شود .
تا حدودی خوشحال شدیم از این نظر که قصد براین است می خو اهند به آنچه که بیان کردند عمل کنند و از مجموعه مطالعات انجام شده درجهت اصلاح ساختار مملکت و سازمان استفاده شده و از تواناییهای موجود حداکثر استفاده شود.بعد از مدتی خبرهایی شنیدیم که رییس محترم سازمان منحله ضمن شرکت در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اهداف خودشان را مطرح و در جهت توجیه طرح،کارشناسان سازمان را - به جز تعدادی قلیل - افرادی کم سواد دانسته که با رانت و.... به این سطح رسیده اند.
اگر چه این موضوع هم ما را نگران کرد ولی باز هم به حساب این گذاشتیم که رییس محترم فرصت کمی داشتند و نتوانستند با افراد سازمان زیاد کار کنند و شاید حساب کارشناسان سازمان را با افرادی که از نزدیک با وی کار می کنند یکی می دانند و لذا کارشناسان سازمان هم از این مو ضوع کینه ای به دل نمیگیرند و به حساب سایر بی مهریها می گذارند.
موضوع برایمان داشت عادی می شد که گوشه ای از فرمایشات رییس جمهور محترم درجمع محققین موسسه رویان از سیما به جامعه عرضه شد.ایشان ضمن اعطا رسمی لقب منحله به سازمان مدیریت و برنامه ریزی به محققین اینطور وعده فرمودند که دیگر سازمان ... و جود ندارد که جلوی اعتبارات شما را بگیرد و با این مضمون بیان فرمودند که هر چقدر اعتبار بخواهید به شما می دهیم.از یک طرف از اینکه ... را یافتند و مشخص شد تا به امروز چه کسی اعتبارات را می خورد بعضی ها را خوشحال کرد ( و لذا بعد از فرمایش رییس جمهور محترم صلوات فرستادند) از طرف دیگر ما را نگران کرد که این همه دعوا گویا سر جریان لحاف ملا بود و دعوا این بود که کی اعتبار را بدهد!
اتفاقا" دستگاههای اجرایی خوب می دانند قرار نیست با انحلال سازمان برنامه اعتبارشان دو برابر بشود،حتی شاید نصف هم بشود ولی خوشحال هستند کسی که از آنان بازخواست می کرد دیگر وجود ندارد و منحل شده و می توانند خودشان هرکاری خواستند بکنند. البته شاید این موضوع در جمع رویانیان عزیز صادق باشد ولی حتما" نمی تواند با توجه به سوابق موجود در کشور برای همه صادق باشد.به همین منظور بود که سازمان برنامه در برنامه چهارم با ماده 49 قانون برنامه نظارت خود را بر جمع اندیشمندان دانشگاهی کم کرد تا به جامعه علمی کشور این نوید را بدهد که همراه آنان هست.( اگر چه در این دو سال مجددا با بستن قیود مختلف این راهکار محدودتر شد.)
به هر حال از مجموع مطالب فوق این نکات برداشت می شود:اول اینکه سازمان مدیریت منحل شده و از بکار بردن لقب منحله نگران نشویم! دوم اینکه گروهی که در این سازمان کار می کردند افرادی کم سواد بودند که با رانت و از طریق آسانسور به مناصب بزرگ کارشناسی رسیدند! سوم اینکه دستگاههای اجرایی فراموش نکنید سد بزرگی که مانع می شد اعتبارات به شما برسد از بین رفته و می توانید مستقیما به کر وصل شوید و اعتباراتتان را دریافت کنید!
اما نکته آخر درد دل یک کارشناس کوچک - که افتخارش خدمت به نظام اسلامی و کشور عزیزمان ایران است - به مسئولین محترم :
کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ضمن اعتراف به ضعفهای متعدد- که همچون سایر نهادهای کشور در وجود خود داشتند- جزء منزه ترین قشر دولت بوده و هیچگاه خود را به دلیل اینکه نتوانستند - به دلایل متعدد - ایران اسلامی را به قله های افتخار توسعه یافتگی برسانند شایسته تقدیر نمی دانند و با پذیرفتن ضعف و کاستیهای دیگران در خلوت خود موفقیتهای دیگران را در دل جشن گرفتند.علی رغم این همه خدمت که جزء و ظایف خود می دانستند به مسئولین محترم یادآور می شوند که روزی تاریخ قضاوت خواهد کرد که:
این قشر شایسته اینهمه توهین نبود.
...............................................................................................
با نام و یاد خدای مهربان
با قدردانی از تلاشهای مشفقانه خانواده بزرگ آموزش و پرورش شروع سال تحصیلی جدید را به همه دانش آموزان آذربایجان غربی تبریک و شادباش می گویم و برای آنها در همه مراحل تحصیل و زندگی کامیابی و سربلندی آرزو می کنم.در ضمن امروز برای من و همسرم و دخترم نیکو روز به یاد ماندنی بود.این هم عکس نیکو در اولین روز مدرسه:
